چگونه استراتژی جایگاه یابی برای برندمان ایجاد کنیم

32 لایک ارسال دیدگاه

یک برند چیزی فراتر از یک لوگو یا محصول و خدمات است. یک برند، چتری است که پارامترهای مختلف، از برندینگ شبکه‌های اجتماعی گرفته تا پرسونای کاربر، لحن و صدا و در کل همه چیز را در بر می‌گیرد.

تمام اینها درون یک برند، بسته‌بندی شده‌اند. پس برای نشان دادن آن به مردم، باید این بسته‌بندی را باز کنید.

به بیان ساده‌تر، یک برند از سه جز تشکیل می‌شود:

  • احساس: واکنش احساسی.
  • وعده: قولی که به مخاطبان داده می‌شود.
  • رابطه: خصوصیت تعاملات در حال انجام بین یک برند و مخاطب آن.

به منظور ساخت یک برند عظیم، باید بتوانید تمام این موارد را به شکلی ساده و پرانرژی در کنار هم جمع کنید تا افراد درست را به سمت خود بکشانید.

منظور از استراتژی برند چیست؟

استراتژی برند، نقشه اصلی برای متصل کردن ارز‌ش‌های منحصر به فرد خود، به مخاطب است.

این بهترین مکان برای شروع است که موارد زیر را نیز به ارمغان خواهد آورد:

  • افراد مناسب به سمت برند شما خواهند آمد. با تعریف پرسونای مخاطب و تعیین چالش‌های آنان، خواهید آموخت که چگونه با آنها ارتباط برقرار کنید.
  • برند شما در تمام کانال‌ها یکپارچه می‌شود. با دانستن اینکه چطور می‌توانید ارزش‌هایی منحصر به فرد به مخاطبان خود نشان دهید، می‌توانید به طور پیوسته وعده‌هایی حقیقی، متقاعدکننده و بزرگ ارائه کنید. این موضوع، راز اصلی برقراری ارتباط با مخاطب است.
  • بازاریابی شما با هدف و هیجان، برانگیخته می‌شود. بازاریابی یعنی تحریک اقدامات سودآور در یک مشتری. نباید فقط محصول یا خدمات خود را به سمت مشتری ببرید. باید با دلیلی قوی ثابت کنید که از صمیم قلب قصد دارید به مخاطب خود کمک کنید.

فهرست محتویات:

  • برند شما به عنوان یک واکنش احساسی
  • آزمون استیکی نوت برند
  • وعدۀ برند
  • نحوۀ تعریف تثبیت موقعیت برند خود
  • ارائه یک وعدۀ خوب
  • نحوۀ اندازه‌گیری امتیاز احساسات نسبت به برند

برند شما به عنوان یک واکنش احساسی

مارتی نیومیر، در کتاب شکاف در برند خود، می‌گوید: «یک برند مانند یک حس ششم و یک تعهد است.»

برند شما برابر است با حسی که با شنیدن نام شرکت شما به مخاطب دست می‌دهد. این حس برای هر فرد، متمایز خواهد بود.

این سه برگه یادداشت را بردارید و در کنار یکدیگر قرار دهید.

حال روی هر کدام، یکی از اسامی زیر را بنویسید:

  • Fruit of the Loom
  • Calvin Klein
  • Victoria’s Secret

حتی اگر برندها محصولاتی یکسان را بفروشند، واکنش احساسی نسبت به آنها متفاوت خواهد بود. این اولین راز چیستی یک برند و نحوۀ کار آن است.

آزمون استیکی نوت برند

سه برگه یادداشت دیگر برداشته و نام شرکت خود و دو تن از رقیبان را روی هر کدام بنویسید.

آنها را به کسی بدهید که با این برندها آشنایی داشته باشد (بهتر است شخصی خارج از شرکت شما باشد).

برگه‌ها را یکی یکی در مقابل او قرار دهید. سپس از آنها بپرسید که بعد از دیدن نام برند، چه حسی پیدا می‌کنند. ابتدا از نام برند رقیبان خود شروع کرده و در آخر شرکت خود را قرار دهید.

پاسخ‌های او را مقایسه کنید و سپس بپرسید آیا می‌توانند توضیح دهند که چرا؟

در صورت امکان این آزمون را چند بار تکرار کرده و نتایج را مقایسه کنید.

در این عین، از خود بپرسید:

  • چه الگوهایی پدیدار خواهند شد؟
  • آیا احساس مردم نسبت به برند من، باعث شادمانی من می‌شود؟
  • برای بهبود این حس، چه کاری می‌توان انجام داد؟

تعهد برند

یک برند، وعده‌ای است که یک سازمان به مخاطبین خود می‌دهد.

یک جمله محبوب در بازاریابی وجود دارد که می‌گوید: «یک برند، وعده می‌دهد. یک برند عظیم، به وعده خود عمل می‌کند.»

مثال خوب: مأموریت مشهور گوگل برای سازماندهی اطلاعات جهانی و قرار دادن این اطلاعات در دسترس عموم مردم دنیا.

آیا گوگل به این مأموریت (وعده) خود پایبند است؟

 وقتی که پای اخبار وسط می‌آید، اکثر مردم به گوگل بیشتر اعتماد دارند تا خروجی‌های قدیمی رسانه‌ای. وقتی صحبت از سازمان‌ها می‌شود، گوگل درایو بیش از یک میلیون کاربر دارد که هزینه می‌پردازند.

افراد زیادی به اطلاعاتی که گوگل ارائه می‌دهد و همچنین امنیت ذخیره داده‌های خود، اعتماد دارند.

البته برای افراد که با تکنولوژی سروکار دارند، به داده‌های گوگل اطمینان ندارند. اما تعداد افرادی که به آن اعتماد دارند، برای یک برند رقم بالایی است.

کسب‌وکارها و مصرف‌کنندگان، به تعهد گوگل باور دارند. اما چرا؟ چون آنها همیشه به تعهدات خود پایبندند.

نحوۀ تعریف تثبیت موقعیت برند خود

تثبیت موقعیت برند در هر صورت اتفاق می‌افتد. چه عمداً آن را به استراتژی بازاریابی خود وارد کنید و چه این کار را انجام ندهید. شما می‌توانید با برنامه‌ریزی موضع برند خود قبل از انتشار محتوا (پس یعنی قبل از تعریف صدای برند)، این ادراک را به طور فعال تحت‌تأثیر قرار دهید.

این فاکتورهای کلیدی در هنگام تعریف تثبیت موقعیت برند خود، در نظر داشته باشید:

  • مرتبط بودن
  • منحصر به فرد بودن
  • معتبر بودن

روش‌های زیر به شما کمک می‌کنند تا مانند این الگوی نمونه، شرح تثبیت موقعیت برند خود را بنویسید:

{مخاطب هدف} به {نام برند شما} به عنوان {محصول یا خدمات منحصر به فرد} که {مزیت اصلی} را ارائه می‌دهند، اعتماد دارند. چراکه {نام برند شما} بهترین راه برای {درج دلایل اعتماد مشتری} است.

مرتبط بودن

چگونه می‌توانید برند خود را با انتظارات خود مرتبط سازید؟

پیش‌تر کارهای زیادی برای شناخت دلایل احساسی انجام داده‌اید. اینکه که چرا یک مشتری، محصول یا سرویس شما را انتخاب می‌کند. در نظرسنجی مشتری (رجوع شود به فصل ۴)، پاسخ پرسش‌های زیر را بررسی کنید:

  • دلیل اصلی این که از {درج محصول یا سرویس خود} استفاده می‌کنید چیست؟
  • چرا {درج محصول یا سرویس خود} را به جای محصولات یا خدمات دیگر، برگزیده‌اید؟
  • مهم‌ترین تفاوتی که {درج محصول یا سرویس خود} برای شما ایجاد می‌کند، چیست؟
  • مهم‌ترین فایده {درج محصول یا سرویس خود} چیست؟ / اولین مزیتی که {درج محصول یا سرویس خود} برای شما داشته‌است، چه بود؟
  • چه چیزی باعث شد که شما به دنبال راه‌حلی مانند {درج محصول یا سرویس خود} بگردید؟

پاسخ این سوالات را در یک تولیدکننده ابر کلمات (Word Cloud) کپی کنید.

از اینجا، رایج‌ترین کلماتی را که محصول یا سرویس شما و منافع آن را توصیف می‌کنند، آنالیز کنید (و یا دلایل احساسی که چرا مشتریان محصول شما را خریداری می‌کنند).

مثال زیر مربوط به CoSchedule است:

CoSchedule's Word Cloud

از این تصویر برای تعیین مزیت اولیۀ خود استفاده کنید.

اولین دلیلی که مشتری از محصول یا خدمات شما استفاده می‌کند، چیست؟

در این مثال، مزیت اصلی CoSchedule سهولت و سازماندهی است.

شرح مرتبط بودن خود را در خانه B3 در زبانۀ Brand Positioning + Voice موجود در الگوی استراتژی بازاریابی خود وارد کنید.

منحصر به فرد بودن

وجه تمایز برند شما با رقیبتان چیست؟

در نظرسنجی مشتریان خود، این سوال را بپرسید:

اگر از {محصول یا خدمات شما} استفاده نکرده‌اید، دوست دارید به جای آن از چه چیزی استفاده کنید؟ / اگر {محصول یا خدمات شما} دیگر در دسترس نباشد، از چه چیزی به عنوان جایگزین آن استفاده می‌کنید؟

مسلماً جواب این سوال‌ها، نام بزرگ‌ترین رقیبان شما خواهد بود. در اینجا، وب‌سایت آنها را بررسی کرده تا تثبیت موقعیت برندشان را مشاهده کنید.

دنبال موارد زیر باشید:

  • تگ‌لاین‌ها
  • هدلاین‌ها
  • کلمات کلیدی
  • افعال رایج

اکنون فکر کنید که تثبیت موقعیت برند شما از چه طریقی می‌تواند متفاوت باشد:

  • چگونه محصول یا سرویس خود را برای شخصی در خارج از صنعت خود تعریف می‌کنید؟
  • چگونه محصول یا سرویس خود را برای شخصی در خارج از حوزۀ خود تعریف می‌کنید که چیزی دربارۀ شما نشنیده اما با زبان صنعت شما آشناست؟
  • چگونه تجسم می‌کنید محصول یا سرویس شما متفاوت از رقیب‌تان است؟

همچنین می‌توانید از داده‌های نظرسنجی مشتری برای پاسخ به این سوال استفاده کنید:

چگونه به طور خلاصه درباره {محصول یا خدمات شما} خود برای شخص دیگری توضیح می‌دهید؟

سپس به منظور درک رایج‌ترین کلماتی که استفاده شده‌اند، این اطلاعات را در یک تولیدکننده ابر کلمات وارد کنید.

همچنین این روش به شما کمک می‌کند تا دستۀ خدمات یا محصول خود را مرتبط با شرح تثبیت موقعیت برند خود، نگه دارید.

مثلاً، این نمونه از CoSchedule را ببینید:

CoSchedule's Brand Positioning Word Cloud

از این فرآیند برای تعیین دستۀ خدمات یا محصولات منحصر به فرد خود، استفاده کنید.

کدام کلمات، خدمات یا محصول شما را شرح می‌دهند؟

برای مثال، دسته خدمات منحصر به فرد CoSchedule، پلتفرم مدیریت بازاریابی است.

شرح منحصر به فرد بودن خود را در خانه B4 در زبانۀ Brand Positioning + Voice موجود در الگوی استراتژی بازاریابی خود وارد کنید.

معتبر بودن

چرا مخاطبین هدف شما باید به برند شما اعتماد کنند؟ چرا آن‌ها باید باور کنند که برند شما بهتر از رقیبتان است؟

پاسخ‌ این سوالات در نظرسنجی مشتری خود را، بررسی کنید:

  • دلیل اصلی این که از {درج محصول یا سرویس خود} استفاده می‌کنید چیست؟
  • چرا {درج محصول یا سرویس خود} را به جای محصولات یا خدمات دیگر، برگزیده‌اید؟
  • مهم‌ترین تفاوتی که {درج محصول یا سرویس خود} برای شما ایجاد می‌کند، چیست؟
  • مهم‌ترین فایده {درج محصول یا سرویس خود} چیست؟ / اولین مزیتی که {درج محصول یا سرویس خود} برای شما داشته‌است، چه بود؟
  • چه چیزی باعث شد که شما به دنبال راه‌حلی مانند {درج محصول یا سرویس خود} بگردید؟

 (درست متوجه شدید! اینها همان سوالاتی هستند که برای مزیت اصلی خود مورد بررسی قرار دادید).

اما این بار، شما به دنبال کلماتی هستید که توضیح می‌دهند چرا مشتریان‌تان، به شما اعتماد دارند. چهارچوبی که باید دنبال شود، این است:

  • {درج نام برند شما} تنها {شرح دلایل اعتماد مشتری (معتبر بودن)} است.
  • {درج نام برند شما} بهترین{شرح دلایل اعتماد مشتری (معتبر بودن)} است.
CoSchedule's Word Cloud

از این تصویر برای تعیین شرح دلایل اعتماد مشتری به شما (اعتبار) خود استفاده کنید.

چه چیزی باعث می‌شود که با توجه به محصول یا خدمات منحصر به فرد خود، برندی معتبر باشید؟

برای مثال، شرح معتبر بودن CoSchedule، همه چیز در یک مکان است.

شرح اعتبار خود را در خانه B5 در زبانۀ Brand Positioning + Voice موجود در الگوی استراتژی بازاریابی خود وارد کنید.

پایبند بودن به تعهد برند خود

وعده برند شما و دلیل‌تان برای بقا چیست؟

شرح تثبیت موقعیت برند خود را بنویسید

اجازه دهید هر سه عامل را در کنار هم قرار دهیم تا به شما کمک کنیم شرح تثبیت موقعیت برند خود را بنویسید. الگوی زیر را که قبلاً مشاهده کرده‌اید:

{مخاطب هدف} به {نام برند شما} به عنوان {محصول یا خدمات منحصر به فرد} که {مزیت اصلی} را ارائه می‌دهند، اعتماد دارند. چراکه {نام برند شما} بهترین راه برای {درج دلایل اعتماد مشتری} است.

مثلاً این سه عامل برای CoSchedule به شکل زیر است:

  • مرتبط بودن: سهولت + سازماندهی
  • منحر به فرد بودن: پلتفرم مدیریت بازاریابی
  • معتبر بودن: مشاهده همه چیز در یک مکان

 با استفاده از الگو، مثال شرح تثبیت موقعیت برند CoSchedule، چیزی شبیه متن زیر می‌شود:

مدیران حرفه‌ای حوزۀ بازاریابی، به CoSchedule به عنوان پلتفرمی برای مدیریت بازاریابی، اعتماد دارند که به آن‌ها کمک می‌کند کارهای خود را به راحتی سازماندهی کنند. زیرا CoSchedule بهترین راه برای انجام تمام پروژه‌های بازاریابی است.

شرح تثبیت موقعیت برند خود را در خانه B7 در زبانۀ Brand Positioning + Voice موجود در الگوی استراتژی بازاریابی خود وارد کنید.

آیا واقعا باوردارید که به وعده خود عمل می‌کنید؟

درجه‌ای که نتوانید به وعده خود عمل کنید، “شکاف اعتماد” نامیده می‌شود.

اسکات استراتن، در کتاب Unmarketing خود توضیح می‌دهد:

شکاف اعتماد، میزان اعتمادی است که باید قبل از اینکه مشتری به فکر خرید از شما بیفتد، به دست آورید.

البته موضوع فراتر از این است.

چون نه تنها باید اعتماد کافی برای ایمن‌سازی خرید بدست آورده باشید، بلکه باید آن را در طول این فرآیند نیز، حفظ کنید.

بیل کوبل می‌گوید: «پیامد واقعی عمل نکردن به وعده خود، از دست دادن اعتماد است. زمانی که اعتماد مشتری را از دست می‌دهید، باید برای برگرداندن آن، دو برابر تلاش کنید (البته اگر اصلاً بتوانید آن را برگردانید).»

بنابراین یک برند چگونه اعتماد مخاطب را به خود جلب می‌کند؟

رابطه بین مخاطب و برند را وارد کنید.

رابطه بین یک برند و مخاطب خود

بازاریابی یعنی تحریک مشتری برای انجام عملی سودآور؛ و استراتژی برند در این هدف تأثیر می‌گذارد (به ویژه هنگامی که صحبت از سلامت ارتباط با مشتری می‌شود).

این رابطه می‌تواند با کیفیت تعاملات جاری، ارزیابی شود. این نکات قابل لمس، ممکن است محتوا، تبلیغات، محیط فیزیکی، پشتیبانی مشتری و هر چیز دیگری را در بر گیرند.

به طور خلاصه، زمانی که مخاطبین شما با هر وجه از برند شما تعامل برقرار می‌کنند، رابطه شما با آنها، یا کمک حال شما شده و یا آسیب می‌بیند.

چگونه امتیاز احساسات نسبت به برند خود را اندازه بگیریم؟

لیا شوتورست (Leah Schothorst)، استراتژیست شبکه‌های اجتماعی در CoSchedule، نشان داد که این شرکت چگونه وضعیت رابطه بین برند و مخاطبین خود را اندازه‌گیری می‌کند.

او درباره سه معیاری توضیح داد که یک برند، باید توجه زیادی به آن داشته باشد. این معیارها، رشد مخاطب، نرخ تعامل و احساسات هستند.

در حالی که همۀ آن‌ها مهم هستند، من فکر می‌کنم واضح‌ترین شاخص سلامت یک رابطه، احساسات است.

احساسات، جنبه‌های مثبت، خنثی و منفی برند شما را ارزیابی می‌کنند. تیم‌های روابط‌عمومی به منظور نگاهی عمیق به بازتاب احساسات، از ابزارهایی مانند Mention و Cision استفاده می‌کنند.

CoSchedule نیز از Mention استفاده می‌کند. بنابراین، در اینجا نحوه کار با این ابزار را شرح خواهیم داد.

برای شروع، وارد حساب کاربری خود در Mention شده و “Dashboard” را انتخاب کنید.

Mention-Dashboard.jpg

سپس، “Listening Analysis” را انتخاب کنید.

Mention-Listening Analysis.jpg

اکنون وارد “Listening Dashboard” شدید؛ جایی که می‌توانید منشن‌ها، زمانی که مردم بیشتر در مورد شما صحبت می‌کنند و همچنین اینکه مخاطبین‌تان در مورد شما چه احساسی دارند را، پیگری کنید.

برای مثال، امتیاز احساسات ما در یک دوره هفت روزه، اینگونه است:

هر نوار، نمایانگر کل منشن‌ها در یک روز مشخص است.

بخش‌های سبز نشان‌دهنده منشن‌های مثبت و بخش‌های خاکستری، افراد خنثی هستند. بخش‌های قرمز افرادی نیز مربوط به منش‌های منفی است.

این گزارش، در بعدازظهر روز هفتم آگوست سال ۲۰۱۷ ارائه شده‌است. تا آن زمان، CoSchedule  97 منشن قابل پیگری داشت. که 21.6% آن مثبت، 77.3% آن خنثی و 1% منفی بودند.

نکته مهم:

منشن‌های خنثی، اغلب به اشتراک گذاشته می‌شوند و یا مشارکت‌های مشابه هستند. با این حال، ارزش پیگری دارند. بدیت ترتیب می‌توانید منشن‌های مثبتی که توسط ابزار به طور نادرست تفسیر می‌شوند، پیدا کرده و علامت‌گذاری کنید. علاوه بر این، همیشه به نشانه‌های منفی خود نگاه کنید. برای مثال، جملۀ «CoSchedule یک برند مضحک است!»، به عنوان یک منشن منفی حساب می‌شود. ولی در واقع، نشانه خوبی است.

به طور کلی، یک مخاطب مناسب، کسی است که رشد و مشارکت کرده و به طور مثبت درباره برند شما صحبت می‌کند.

از دیدگاه استراتژی برند، یکی از بهترین روش‌ها برای پرورش این نوع رابطه، پایبند بودن به وعده خود می‌باشد. به همین سادگی!

پس از داشتن یک محصول بی نظیر، تیم خدمات مشتری شما در ساخت یک برند درخشان، تمام تلاش خود را به کار خواهد گرفت.

تیم موفقیت مشتری CoSchedule، در این بخش بسیار ماهر است. از آنبوردینگ (Onboarding) گرفته تا حمایت از مشتری، آن‌ها در اجرای تعهد برند، بسیار بی‌نقص هستند.

استراتژی برند: جایی که بیشتر اشتباه می‌شود

روش قدیمی برندینگ، «خود محوری» است.

خود محوری یعنی موضوع اصلی، خود فرد باشد (خود-ترویجی مستقیم به عنوان یک برند).

سوالی که اینجا مطرح می‌شود، این است که پیام ما، چگونه ارزشی را که وعدۀ آن را داده‌ایم، تقویت کرده و به فرجام می‌رساند؟

برای انجام این کار، برندها باید با مدل «دیگر محوری» سازگار شوند.

جی بایر، این موضوع را در کتاب Youtility خود توضیح داد:

«چه می‌شود اگر به جای تلاش برای شگفت‌انگیز بودن، فقط بر روی مفید بودن تمرکز کنید؟ چه می‌شود اگر به جای تبلیغات، اطلاع‌رسانی کنید؟»

برای تمرکز بالا بر روی افراد مناسب، الگوی پرسونای مخاطبین خود را که در کیت رایگان شما قرار شده‌است، باز کنید.

همزمان با اینکه به سوالات پاسخ می‌دهید، دقیقا مشخص خواهید کرد که مخاطب هدف شما چه کسی است و آن‌ها به چه چیزی علاقمند هستند. همچنین از طریق شرح تثبیت موقعیت برند خود نیز، به کار ادامه خواهید داد.

از همه مهم‌تر، چالش‌ها و اهداف اصلی مخاطب را نیز، مشخص خواهید کرد. اینها به منزلۀ سوخت برند شما عمل می‌کنند.

چرا؟ زیرا همانطور که جی بایر گفت، یک برند باید مفید و آموزنده باشد.

پرسونای شما، دقیقاً همان جایی است که مشخص می‌کنید چطور می‌توانید هر دوی این کارها را انجام دهید. چراکه این، معمای استراتژی داستان‌سرایی یک برند است.

این استراتژی بر پنج اصل استوار است:

  • مخاطب خود را بشناسید.
  • ارزش خود را بدانید.
  • یک تعهد حقیقی ارائه کنید.
  • یک رابطه مناسب برقرار کنید.
  • هیچگاه متوقف نشوید.

هر یک از این اصول، منجر به پایان رابطه می‌شود. چراکه درواقع برند شما، کیفیت رابطه با مخاطبین خود است.

بدیهی است که مشتری خود را به یک مهمانی نمی‌برید. بنابراین در این زمینه، رابطه به معنی اعتماد پیوسته همراه با دلایل قانع‌کننده به منظور بازگشت مشتری برای خرید است.

همانطور که ارسطو می‌گوید: انسان، یک حیوان اجتماعی است …

ما از نظر روان‌شناختی، با این روش به هم متصل هستیم. آن را به عنوان یک موضوع بی‌ربط و یا غیرحرفه‌ای، در نظر نگیرید. بلکه آن را به عنوان معیاری جدید برای نزدیک شدن به مخاطبین خود به شیوه‌ای کارآمد ، بپذیرید.

البته، باید در مورد خود صحبت کنید چون مجبورید. اگر نکنید، هیچ رابطه‌ای وجود نخواهد داشت. اما در نظر داشته باشید که این کار را همواره از منظر نحوۀ پاسخگویی خود به نیازمندی‌های مخاطب، انجام دهید.

یک مخاطب چگونه به منشئی برای داستان شما و یا قهرمان آن بدل می‌شوند؟

استراتژی داستان‌سرایی، یک پیغام قانع‌کننده، منسجم و انعطاف‌پذیر می‌سازد. کلیت کار ساده است؛ اما می‌تواند بدون از دست دادن وضوح، با روش‌هایی پیچیده لایه‌بندی شود.

استراتژی برند برگرفته از استادان داستان‌سرایی

کوکا کولا، یکی از شناخته‌شده‌ترین و با ارزش‌ترین برندهای جهان است. کوکا کولا رتبه سوم فهرست 100 برند برتر سایت InterBrand را به خود اختصاص داده‌است.

استراتژی برند آن‌ها، که “One Brand” نامیده می‌شود، این غول نوشابه‌سازی را یکپارچه می‌کند. آنها داستان برند خود را در چهار کلمه خلاصه کرده‌اند: «احساس را مزه کن!»

این استراتژی با رویکرد بازاریابی محتوای آن‌ها که «Content 2020» نامیده می‌شود، رابطه نزدیکی دارد.

یکی از کلیدهای قلمرو پادشاهی این برند، داستان‌سرایی پویا (دینامیک) نامیده می‌شود.

تعریف فنی آن، اینگونه است:

داستان‌سرایی پویا، توسعه عناصر افزایش در نقشۀ کار برند است، که با هدف ایجاد یک برند یکپارچه و هماهنگ، مرتباً از طریق کانال‌های چندگانه‌ی مکالمه پراکنده می‌شوند.

به بیان ساده‌تر، داستان‌سرایی پویا یعنی به اشتراک گذاشتن منشأ داستان در همه جا، در تمام زمان‌ها، و با هر رسانۀ مناسب.

بنابراین داستان شما، تاریخچه شرکت شما نیست. این فقط مربوط به فرهنگ شما نبوده و چیزی فراتر از رضایت مشتریان است.

این داستان، تعریف این است که چطور به مخاطبین خود کمک می‌کنید تا بر مشکلات خود غلبه کرده و به آنچه که بیش از هر چیزی آرزویش را دارند، برسند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد داستان‌سرایی کوکاکولا، ویدیوی زیر را بررسی کنید (از زمان 2:48 به بعد).

استراتژی کار در تبلیغات

در اینجا، مثالی از تبلیغات کلاسیک “Guinness Guide to Oysters” ساخته شده توسط دیوید آگیلوی در سال 1951، جهت بررسی آورده شده‌است.

منبع: کتاب Ogilvy On Advertising صفحه ۵۹.

این یکی از تبلیغات مورد علاقه من است. توجه داشته باشید تمام الزامات یک استراتژی داستان‌سرایی برند را در بر می‌گیرد.

این تبلیغ با مخاطبین خود صحبت می‌کند و به آن‌ها یاد می‌دهد چگونه از یک وعده غذای خوب لذت ببرند. در حقیقت، تنها چهارتا از ده بخش کتاب، گینس اشاره دارد.

در عوض، آن‌ها به طور معنوی جذبه ایجاد کرده و در بخش‌هایی از کتاب مثل «خلیج دلاویر» وعده داده‌اند که «اگر این کار را انجام دهید، شما مانند ویلیام پن خواهید شد.»

آنها فقط وعده‌ یک غذای لذت بخش را نمی‌دهند. آن‌ها وعده تبدیل شدن به یک سرآشپز حرفه‌ای را در سر مخاطب می‌پرورانند.

در اینجا، ترفندی وجود دارد که رابطه بین مشتری و برند را عمیق‌تر می‌کند.

آن‌ها مستقیماً احساسات مخاطبین خود را مورد هدف قرار می‌دهند. این کار باعث می‌شود که مخاطب به قهرمان داستان آنها تبدیل ‌شود.


به سمت جلو حرکت کنید

روی استراتژی برند خود کار کنید از خود سوالات سخت رسیده و صادقانه به آنها جواب دهید.

پنج اصل استراتژی برند را به خاطر داشته باشید:

  •  مخاطب خود را بشناسید.
  • ارزش خود را بدانید.
  • یک تعهد حقیقی ارائه کنید.
  • یک رابطه مناسب برقرار کنید.
  • هیچگاه متوقف نشوید.

بدین ترتیب در مسیر درست خود برای موفقیت در برندینگ قرار دارید که مورد اقبال افراد مناسب است.

با آرزوی موفقیت برای شما!

قدم به قدم تا استراتژی بازاریابی موفققدم قبلی: چگونه برای بودجه بازاریابی خود برنامه‌ریزی کنیم؟قدم بعدی: چگونه صدای برند خود را منحصر به فرد کنیم

ممکن است دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *