چگونه مخاطب خود را بشناسیم تا بهترین محتوا را برای ارتباط با آنها ایجاد کنیم؟

29 لایک ارسال دیدگاه

موفقیت در بازاریابی محتوا، با دانستن نحوۀ پیدا کردن مخاطب هدف آغاز می‌شود.

کمی فکر کنید، چطور می‌توانیم محتوا تولید کنیم، قبل از اینکه مخاطب خودمان را بشناسیم؟

بازاریابی محتوای مناسب، زمان‌بر است. نباید با محتوایی که به طور مناسب بازار هدف شما را پوشش نمی‌دهد، وقت خود را تلف کنید. لازم است مخاطبان خود را پیدا کنید. اما چطوری؟!

جواب این سوال را در مقاله‌ای که برایتان آماده کردیم پیدا خواهید کرد.

چرا باید مخاطب هدف خود را تعریف کنیم؟

بازاریابان محتوا، اغلب رویکرد «سرزمین رویاها» را در کارشان اعمال می‌کنند.

درست است که محتوای عالی و مناسب، به طور طبیعی مخاطب را جذب می‌کند. با این حال، تضمینی وجود ندارد که آن مخاطب، بهترین مخاطب برای برند شما باشد. این به این معنی است که بازدیدکنندگان به دو دسته تقسیم می‌شوند:

  • محتوای شما را به محصولتان مرتبط می‌کنند.
  • محصول شما را به خاطر محتوایتان می‌خرند.

تعریف این که چه کسانی مخاطبان واقعی شما هستند، به شما در تمرکز بر ایجاد یک محتوای زیبا، عالی و درست، کمک خواهد کرد. این کار، تولید محتوایی که به شما در صنعتتان اعتبار می‌بخشد را، آسان‌تر می‌سازد. بدین ترتیب، دیگر نیازی به تولید محتوای جزئی فقط برای خود محصول نیست.

سه دلیل برای اینکه مخاطب هدف خود را تعریف کنید
سه دلیل برای اینکه مخاطب هدف خود را تعریف کنید

چگونه درک بهتری از بازار هدف خود داشته  باشیم؟

با پرسیدن سوالاتی ساده از خودمان شروع می‌کنیم.

  • محصول یا خدمات شرکت من چه مشکلاتی دارند که باید رفع شوند؟ اگر مدت زیادی است که در کسب و کارتان فعالیت دارید، باید بدانید که چه چیزی باعث موجود بودن محصول یا خدمات شما شده‌است. محتوای شما نیز باید به این هدف مرتبط باشد (به این معنی که از به اشتراک‌گذاری الگوهای رفتاری نامناسب فقط به دلیل جنبه تفریحی آن‌ها، خودداری کنید. این کار به مأموریت شما مرتبط نیست و به بازاریابی محتوای شما تعلق ندارد).
  • مشتریان کنونی ما چه کسانی هستند؟ اگر مطمئن نیستید که چه کسانی محصول یا خدمات شما را خریداری می‌کنند، اشخصای در سازمان شما وجود دارند که از آنها با خبرند. از مدیران اجرایی یا تیم‌های فروش شرکت خود بخواهید تا این اطلاعات را در اختیار شما قرار دهند. همچنین، دسته‌بندی کردن انواع مشتریان نیز امری ضروری است. برای مثال، می‌توانید مشتریان خود را براساس موقعیت مکانی، بودجه یا نیازمندی‌هایشان، دسته‌بندی کنید.
  • رقیب من کیست؟ به احتمال زیاد شما رقبای آشکار خود را می‌شناسید. با این حال، برخی تحقیقات سطحی در گوگل و وب سایت‌های ارتباط جمعی (به ویژه در فیسبوک و توئیتر) اغلب ممکن است رقبای نوظهوری را آشکار کنند که احتمال دارد از وجود آن‌ها، آگاه نبوده باشید. سعی کنید یک یا دو کلمه کلیدی که با صنعت شما مرتبط هستند را جستجو کنید. ببینید کدام کسب و کارها سر بیرون می‌آورند. وارد صفحات “درباره ما” و شرح ویژگی‌های موجود در وب‌سایت آنها شوید. این روشی سریع و آسان برای پیداکردن رقیبان شماست.
  • چه چیزی باعث می‌شود که مشتری از انتخاب برند ما سر باز زند و به سمت رقیبمان برود؟ چه ویژگی‌هایی دارید که رقبای شما ندارند؟ آیا کاری هست که بتوانید بهتر از بقیه انجام دهید؟

زمانی که پاسخ این سوالات را پیدا کردید، موارد زیر را بهتر درک خواهید کرد:

  • چرا محتوای شما سزاوار محصول شماست.
  • چه کسی قرار است آن را بخواند.
  • رقیب شما چه کاری انجام می‌دهد (و شما چگونه می‌توانید بهتر باشید)
  • چرا مخاطبان شما باید محتوا (و محصول) شما را انتخاب کنند و از رقیب شما فاصله بگیرند.

قرار نیست که این یک فرآیند عمقی و تفصیلی باشد. از یک نقطه ساده شروع کنید.

تعریف مخاطب هدف

قبل از اینکه بتوانید محتوایی معقول تولید کنید، تعریف مخاطب به شناخت مخاطب مورد نظر (و همچنین کسانی که مخاطب مناسبی نیستند) کمک می‌کند. تعریف مخاطب باید به طور ایده‌آل این سه مورد را به هم مرتبط کند:

  • محصول یا خدمات شما
  • جمعیت شناختی (دموگرافیک) مخاطب اصلی شما
  • هدف محتوای شما

در اینجا آنچه که می‌توان به عنوان یک تعریف مخاطب ساده پس از اتمام تجزیه و تحلیل مخاطبان در نظر گرفت را، مشاهده می‌کنید:

« [وارد کردن برند شما] برای ایجاد محتوایی به منظور یاری‌رسانی و آگاه‌سازی [درج دموگرافیک] تا بهتر بتوانند [وارد عمل] شوند.»

برای به فرجام رسیدن این اهداف، باید مخاطب هدف خود را درک کنیم.

چگونه باید این کار را انجام دهیم؟ در ابتدا باید هستۀ محتوای خود را پیدا کنیم.

پیداکردن هستۀ محتوا

هدف از اجرای هستۀ محتوا، درک تفاوت بین کاری که انجام می‌دهید و چیزی که نیاز به بیان آن دارید، می‌باشد.

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابان تازه‌کار محتوا مرتکب می‌شوند، این است که به جای صحبت کردن در مورد چیزهایی که مشتریان واقعاً به آن اهمیت می‌دهند، درباره خود و محصولشان حرف می‌زنند.

صد البته محصول شما برای مشتری شما مفید است. اما این موضوع در مورد مراجعه‌کنندگان به سایت شما که به عناوین زیاد و گوناگون علاقه دارند، صدق نمی‌کند.

درواقع هسته محتوای شما چیزی مانند شکل زیر است:

هسته محتوا

در مرکز محتوای شما، کاری که می‌کنید وجود دارد. برای مثال در سایت CoSchedule، که نرم‌افزار تقویم سرمقاله درست کرده‌ایم. بنابراین ترکیبی از رسانه اجتماعی و عناوین زمان‌بندی شده محتوا، صورت می‌گیرد. با این کار برای مشتریان خود، مشکلاتی را برطرف نمودیم. از قبیل:

  • ارائه رابطی واحد برای برنامه‌ریزی اجرای عملیات بازاریابی محتوا.
  • نمایش زمان‌بندی انتشار بر روی یک تقویم ماهانه.
  • اجازه دادن به کاربران برای زمان‌بندی مجدد محتوا از طریق کشیدن و رهاکردن (درگ و دراپ) ساده.
  • تسهیل ارتباط تیم و جریان کاری مؤثر.
  • ارائه ابزاری که به استفاده بهینه زمان و رشد ترافیک سایت کمک می‌کند.

این‌ها چیزهایی هستند که باید به طور خاص در سایت ما درج شوند. با این حال، فقط اینها نیستند که در موردشان می‌نویسیم. همچنین مقداری از زمان خود را صرف نوشتن ایده‌هایی پیرامون این عناوین می‌کنیم. این کار ایده‌ای مناسب برای گسترش هسته محتوای ما خواهد بود.

هم زمان با این که از محتوای هسته دور می‌شویم و بر روی چیزی که مخاطب هدف ما دوست دارد بشنود تمرکز می‌کنیم، اثربخشی بازاریابی محتوا خود را بهبود می‌بخشیم و تمرکز خود را بر روی نیازمندی‌های مخاطب هدف خود قرار می‌دهیم.

در همین موقع، این روش به ما کمک خواهد کرد تا عناوینی که در مورد آنها می‌نویسیم را، با هدف خود مرتبط نگهداریم.

این کار به نحوۀ برنامه‌ریزی، سازماندهی و اجرای تمامی اینها برای بازاریابی محتوا، یاری می‌کند.

این عناوین به مشکلاتی که محصول ما دارد اشاره می‌کنند؛ اما به روشی که به طور خاص، با چیزی که مخاطب هدف ما به آن اهمیت می‌دهد، هماهنگ است. سوال اینجاست: مخاطبان شما دقیقاً به چه چیزی اهمیت می‌دهند؟ چند راه ساده برای فهمیدن این موضوع وجود دارد.

13 روش برای پیداکردن مخاطب هدف

حتی قبل از اینکه شروع به توسعه محصول کنید، درک مخاطبان هدف خود را آغاز کنید . در اینجا برخی از ابزارها و تاکتیک‌هایی که می‌توانید برای این کار استفاده کنید را، برای شما توضیح می‌دهیم.

1 شخصیت سازی (ایجاد پرسونا) برای خوانندگان محتوا

در یک جلسه برنامه‌ریزی اولیه، با تعداد کمی شخصیت کاربری از نوع Lean UX آغاز کنید که برای کمک به حل مشکلات کاربران طراحی شده اند.

این کار به عنوان یک تمرین تیمی انجام شد و در فرآیند ما بسیار مفید و کارآمد بود. با نگاهی به گذشته، ما همیشه در مورد آنچه که کاربران ما به آن اهمیت می‌دادند، درست فکر نمی‌کردیم. اما این ایده، مکانی محکم برای ساخت آن بود.

اکنون، ما اغلب از توسعه پرسونا برای سایت شما، حمایت می‌کنیم.

این شخصیت‌سازی‌ها (Persona)، به دنبال ثبت انگیزه‌ها و کنجکاوی‌های واقعی هستند که خوانندگان محتوایتان را توانمند می‌سازند. با مشخص کردن آن‌ها، وقتی که زمان آن فرا ‌رسد، می‌توانید مخاطبین هدف خود را بهتر پیدا کنید.

شخصیت‌سازی مخاطب، اولین گان در تجسم مخاطب هنگام نوشتن محتواست. هنگامی که یک شخص حقیقی را تجسم می‌کنید، به طور مناسب‌تری محتوای درخور او خواهید نوشت.

وقتی این نوع از فرآیند نوشتاری را رعایت کنید، خواننده محتوا حس می‌‌کند که دارید مستقیم با خود اون صحبت می‌کنید.

شخصیت‌سازی مخاطب مناسب، موارد زیر را پوشش می‌دهد:

  • چه کسی
  • چه چیزی
  • چه زمانی
  • کجا
  • چرا

جزئیات خاص برای هر بُعدی ضروری است. در صورت امکان، موارد زیر هم شامل این کار می‌شوند:

  • جنسیت
  • علایق شخصی
  • زندگی خانوادگی
  • عنوان شغلی
  • کاربرد شغلی
  • کارفرما
  • موقعیت مکانی
  • درآمد
  • نیازمندی‌ها
  • نقاط ضعف
  • چالش‌ها

خروجی‌های اصلی:

  • برای توسعه پرسونای مخاطبین خود برنامه‌ریزی کنید تا بتوانید آنها را هنگام نوشتن محتوا، مجسم کنید. نیازی نیست که خیلی قدرتمند باشد؛ این کار به عنوان ابزاری برای کمک به شما در تمرکز بر روی پیام‌رسانی مناسب عمل می‌کند.
  • یک ورق کاغذ بردارید و موارد گفته شده را در مورد مخاطب هدف بازاریابی خود بنویسید. به یک وب سایت عکس استوک یا Pinterest بروید و عکسی از پرسونایی که در مورد آن می‌نویسید را، پیدا کنید. داشتن تصویری از کسی که برای او می‌نویسید، به شما کمک خواهد کرد تا “از طریق محتوای خود” صحبت کنید، گویی که مستقیما با خود آن‌ها صحبت می‌کنید.
  • هنگامی که مخاطبانتان حس کنند دارید با آنها حرف می‌زنید، احتمال اینکه به مشتریان شما تبدیل شوند بسیار بیشتر می‌شود.

وب‌سایت Xtensio ایجادکنندۀ پرسونای تحت وب و مجانی را ارائه می‌دهد که به آسانی قابل استفاده است.

فراموش نکنید که می‌توانید از طریق قالب پرسونای قابل دانلود در این مقاله نیز، به ایجاد پرسونا بپردازید.

2– نظرسنجی‌های منظم از کاربران

ما به طور منظم از وب‌سایتی رایگان به نام Survey.io برای انجام نظرسنجی‌ درباره محصول خود استفاده می‌کنیم.

از همه کسانی که حساب کاربری در سایتتان ایجاد می‌کنند، بخواهید تا در این نظرسنجی شرکت کنند. این ابزار خوبی برای کمک به شما به منظور کاهش آشفتگی در چیزی است که کاربرانتان به آن فکر می‌کنند. از این رو، می‌توانید آن بازخورد را به درکی عمیق‌تر از مخاطبان هدف‌مان تبدیل کنیم.

یک نظرسنجی تنها زمانی خوب است که به طور مناسب دیدگاه‌ از آن کسب کنید. در اینجا چند نکته برای مفید بودن هرچه بیشتر نظرسنجی شما آورده شده‌است:

  • دانستن چیزی که می‌خواهید از هر سؤال بیرون بکشید.
  • سوالات خود را کوتاه کنید به طوری که جواب دادن به آن آسان باشد.
  • به این که برای شرکت در نظرسنجی جایزه‌ای درنظر بگیرید نیز فکر کنید. این کار می‌تواند تعداد شرکت‌کنندگان را افزایش دهد. البته بعضی افراد نیز تنها برای گرفتن جایزه در نظرسنجی شرکت خواهند کرد.

3– استفاده از تجزیه و تحلیل‌های گوگل (Google Analytics)

داده‌های بسیاری در تجزیه و تحلیل‌های گوگل در مورد مخاطب شما وجود دارند. فقط باید بلد باشید آن‌ها را پیدا کنید.

Julie Neidlinger این موضوع را به طور شگفت‌آوری در این پست آنالیز می‌کند. او همچنین یک داشبورد دستی را توسعه داد که هر کسی می‌تواند به اکانت Google Analytics خود اضافه کند تا این آمار را به دست آورد.

4– پیداکردن مخاطب هدف در فیسبوک توسط فیسبوک اینسایتس (Facebook Insights)

فیسبوک، مالک هر صفحه را با مجموعه قدرتمندی از آمار و اطلاعات فراهم می‌کند که برای شما رایگان هستند تا هر زمان که می‌خواهید از آن استفاده کنید. از اینجا می‌توانید به سرعت جمعیت کاربران فعال خود را مشخص کنید و موضوعاتی را که در آن‌ها مشترک هستند را تعیین کنید.

با بازدید صفحه فیسبوک خود آغاز کنید. روی تب Insights کلیک کنید:

سپس روی People کلیک کنید:

در اینجا هر چیزی را که لازم دارید مشاهده می‌کنید.

5– پیداکردن مخاطب هدف در توئیتر توسط اتصال به داشبورد فالورهای توئیتر خود

توئیتر نیز داشبوردی برای فالورها ارائه می‌کند که در صورت ثبت نام یک حساب تبلیغاتی (Twitter Ads Account) می‌توانید به آن دسترسی داشته باشید.

این داشبورد می‌تواند در فهمیدن این که دنبال‌کنندگان (فالورها) شما به چه چیزهایی علاقه دارند، کمک کند؛ به ویژه در فهرست کردن موضوعات متداول و دیگر حساب‌های توئیتر که فالورهای شما در آن‌ها مشترک هستند. این اطلاعات قدرتمندی است که از جزئیات اولیه جمعیت شناختی، فراتر می‌رود.

6– اجرای نظرسنجی مخاطب سالانه

Michael Hyatt، وبلاگ نویس، هرساله برای خوانندگان خود نظرسنجی گذاشته و از آنها آنچه را که دوست دارند در وبلاگ منتشر شود را سوال می‌کند.

هنگامی که نتایج بررسی جمع‌آوری شد، مایکل بینش خود را با خوانندگان خود به اشتراک می‌گذارد. این کار او، همیشه منجر به بحث بزرگی می‌شود که برای تایید و یا تکذیب مفروضات خودش به کار می‌رود.

نظرسنجی، راهی بسیار فعالانه برای درک مخاطب هدف تان است. در واقع، بسیار خوب است ما رویکردی مشابه را برای “نظرسنجی بازاریاب بهتر” سالانه خود دنبال می‌کنیم.

7–  فعالیت اجتماعی خود را تحت نظارت داشته باشید

خوانندگان محتوایتان، بیش‌تر از همه در کدام شبکه‌های اجتماعی مطالب شما را به اشتراک می‌گذارند؟

این ریزه‌کاری‌های اطلاعاتی، می‌توانند در واقع چیزهای زیادی را درباره آنچه که مخاطب شما دوست دارد به شما بگوید و یا می‌خواهد درباره آن بشنود، فاش کند. در حقیقت، هنگامی که ما نزدیک به ۱ میلیون تیتر را تحلیل کردیم، متوجه شدیم که لحن و عناوین پوشش داده‌شده روی هر شبکه به شدت متغیر است. این تذکرات ساده، نشانه‌هایی در مورد اینکه برای چه کسی می‌نویسید را ارائه داده و به شما کمک می‌کند تا مخاطب هدف خود را پیدا کنید.

این فرآیند می‌تواند به سادگی نظارت بر حساب‌های اجتماعی روزانه و یادداشت‌برداری از اینکه چه کسی با محتوای شما تعامل دارد، باشد. به بیوی (بیوگرافی کاربران در شبکه‌های اجتماعی) آنها توجه کنید. این کار می‌تواند چیزهای زیادی درباره اینکه در حال رسیدن به چه کسی هستید را به شما بگوید (و اینکه آیا این افراد، همان مخاطبان مورد نظر هستند یا خیر).

 8– بهترین (و بدترین) محتوای خود را زیر نظر بگیرید

با نگاهی به Google Analytics، یافتن بهترین و بدترین پست‌ها برای هر هفته یا هر ماه، برای شما آسان خواهد بود.

یک گزارش ترافیکی را در پایان ماه گردآوری کنید که فقط این کار را انجام دهد. از هر دو بخش کل اشتراک‌گذاری‌ها و آمار بازدید از صفحات، به عنوان راهی برای تعیین محبوبیت کلی وبلاگ استفاده کنید. با مقایسه محتوای مناسب در مقابل محتوایی که بد عمل می‌کند، می‌توانیم بینش بهتری از آنچه که خوانندگان ما واقعا می‌خواهند در مورد آن بشنوند، بدست آوریم.

این گزارشی سفارشی از Google Analytics است. می‌توانید از این گزارشات برای وبلاگ خود استفاده کنید.

9– از طریق ایمیل‌های خودکار، بازخورد مخاطب را بیرون بکشید

زمانی که کاربران مشترک یکی از فهرست‌های ارسال ایمیل ما می‌شوند، به طور خودکار به صف ایمیل افزوده می‌شوند. حدود ۳۰ روز بعد از ثبت نام آنها در وبلاگ، ایمیلی به صورت خودکار برای آنها ارسال می‌شود تا دریابیم که آیا از محتوای ما لذت می‌برند یا خیر.

هدف از این ایمیل درخواست پاسخ است و اگر خواننده چیزی برای به اشتراک گذاری داشته باشد، یک مکالمه معنی‌دار ایجاد می‌کند. ما همچنین از این تاکتیک اغلب بران کاربران اپلیکیشن خود نیز، استفاده می‌کنیم.

از طریق درگیر کردن مخاطبین خود، می‌توانید یک رابطه و یک کانال باز برای ارتباط و بازخورد ایجاد کنید.

در اینجا چند پلتفرم برتر بازاریابی پست الکترونیک، برای راه‌اندازی یک ایمیل را معرفی می‌کنیم:

  • MailChimp
  • Campaign Monitor
  • Aweber
  • Constant Contact

10– با فالورهای رسانه‌های اجتماعی خود صحبت کنید

شما می‌توانید با فعالیت در انجمن خود در رسانه‌های اجتماعی چیزهای زیادی را یاد بگیرید. این نکات را دنبال کنید:

  • به هر نظر و پیغامی که دریافت می‌کنید، پاسخ دهید. هر تعاملی با جمعیت آماری شما، فرصتی برای یادگیری بیشتر در مورد آن‌ها است.
  • گروه‌های مرتبط با فیسبوک و لینکدین را پیدا کرده و در آن‌ها شرکت کنید. ورود در بحث‌های مربوط به موقعیت یا صنعت شما می‌تواند بینش فوق‌العاده‌ای در مورد آنچه برای مخاطب شما مهم است را، فراهم کند.
  • گاهی اوقات از مخاطبین خود سوال کنید که به چه چیزی علاقه‌مند هستند. مهم‌ترین مشکلات آن‌ها چیست؟ آن‌ها خارج از اداره چه می‌کنند؟ آن‌ها چه محصولات و چه خصوصیاتی نیاز دارند؟ اینها تنها چند ایده موضوعی هستند که شما می‌توانید به راحتی از توئیتر بدست آورید.

11– فالورهای توئیتر رقبای خود را آنالیز کنید

از Follwerwonk، ابزار آنالیزگر فوق‌العاده توئیتر ارائه شده توسط Moz استفاده کنید.

این ابزار، انجام کارهای زیر را برای شما تسهیل می‌کند:

  • پیداکردن بایوس توئیتر بر مبنای کلمات کلیدی.
  • مقایسه کردن فالورهای شما با حداکثر دو تا از رقیبانتان.
  • آنالیز کسانی که هر اکانتی فالو کرده‌است (یا توسط آنها فالو شده‌است).
  • ردیابی رشد فالور در هر پروفایل توئیتر.
  • چیدمان فالورها در هر پروفایل ارائه شده بر مبنای تعداد توئیت‌ها، فالورها، مدت زمان لایو بودن پروفایل و مقبولیت اجتماعی (تعیین متریک سطح یک اکانت).

12– داده‌های مشتریان خود را آنالیز کنید

این امکان وجود دارد که مشتریان محتوای فعلی شما (فالورهای شبکه اجتماعی، خوانندگان وبلاگ، مشترکین ایمیل و غیره) همان افرادی نباشند که محصول یا سرویس شما را خریداری می‌کنند.

این امر می‌تواند به خاطر ایجاد محتوایی باشد که مخاطبان اشتباه را جذب می‌کند. همچنین این امکان وجود دارد که محصول و یا سرویس شما نسبت به محتوای فعلی شما، برای گروه‌های بیشتری از مردم مورد هدف قرار گیرد.

این جایی است که تجزیه و تحلیل داده‌های واقعی مشتری (و نه فقط داده‌های بازاریابی) می‌تواند مفید باشد. تیم KISSmetrics راهنمای خوبی برای یافتن این داده‌ها و چگونگی تجزیه و تحلیل مناسب آن ارائه کرده‌است. تنها لازم است اصولی را بیابید که به شما کمک می‌کند تا محتوایی که مناسب است را ایجاد کنید.

13– استفاده از ابزاری‌های گوش دادن به رسانه‌های جمعی (Social listening)

گوش دادن به رسانه‌ها، برای درک آنچه که مخاطبین شما در رسانه‌های اجتماعی در مورد آن صحبت می‌کنند، ضروری است.

چگونه مهم‌ترین مشکلات، تمایلات و نگرانی‌های مخاطب خود را پیدا کنیم

یکی از جنبه‌های استرس‌زای شناسایی مخاطب هدف، آنالیز جمعیت‌شناختی (دموگرافیک) است.

این بینش‌ها اغلب شامل سن، جنسیت و مکان مخاطب هدف شما می‌باشد. در حالی که این آمار ارزشمند هستند، اغلب تعیین کمیت در مورد آنچه شما باید در وبلاگ خود بنویسید و یا نباید بنویسید، دشوار است.

به جای تمرکز بر اینکه آنها چه کسانی هستند، ممکن است برای تمرکز بر روی آنچه که آن‌ها با آن درگیر هستند، مفید باشد. برای مثال:

  • چه چیزی وجود دارد که می‌خواهند بهتر انجام دهد؟
  • چه چیزی به آن‌ها انگیزه می‌دهد که بهتر باشند؟
  • چه چیزی آن‌ها را در شب بیدار نگه می‌دارد؟

بازاریابی محتوا، معامله با زمان خوانندگان محتوای شما و توجه به اطلاعات مفید و ارزشمند است.

زمانی که برای پیدا کردن مخاطب هدف خود می‌روید، حتما به جای دنبال کردن جمعیت‌شناختی‌های کم عمق، این رویکرد را انتخاب کنید.

3 روش برای تشخیص چیزی که مخاطب شما تمایل به خواندن آن دارد

1 از چارچوب خارج شوید

پرسیدن یک یا دو سوال از مخاطبان از طریق نظرسنجی، کافی نیست. این روش می‌تواند خیلی دورتر از آنچه مردم واقعا می‌خواهند بگویند باشد و منجر به از دست دادن اطلاعات احساسی عمیقی که شما نیاز دارید شود.

بنابراین، علاوه بر همه این روش‌ها، از چارچوب خارج شدن نیز مفید و کارآمد است. به عبارت دیگر، با مخاطب خود رو در رو صحبت کنید.

بسته به موقعیت مکانی شما، این کار ممکن است سخت‌تر از چیزی باشد که به نظر می‌رسد.

به عنوان یک بازاریاب محتوا، شما می‌توانید به راحتی تعداد کمی از مخاطبان را انتخاب کنید تا مصاحبه کنند.

از اینکه چه تعداد از آن‌ها انطباق و تمایل به صحبت کردن دارند، شگفت‌زده خواهید شد. زمانی که صحبت کردن با آن‌ها به پایان می‌رسد نیز، از این که چقدر می‌توانند مفید باشند متحیر می‌شوید.

زمانی که سعی می‌کنید مخاطبین هدف خود را پیدا کنید، تنها به آمار و ارقام اکتفا نکنید. مخاطب شما آمار و ارقام نیست؛ آن‌ها افراد هستند.

زیبایی وب این است که شما می‌توانید مخاطبان خود را درک کنید و با محتوایی مفید که مستقیما آنها را هدف قرار می‌دهد، به آن‌ها دست پیدا کنید.

2 استفاده از ابزار پلنر کلیدواژه گوگل و اوبرساجست (Ubersuggest)

زمانی که افراد نیاز به دانستن چیزی دارند، اولین کاری که انجام می‌دهند، رفتن به گوگل است. این یک راه سریع برای شناخت بیشتر مخاطبین خود است.

یک موضوع یا کلیدواژه ها را وارد Ubersuggest کنید. با کلید واژه‌ای شروع کنید که به کسب‌وکار شما مربوط است:

نتایج کلیدواژه را دانلود کنید:

 فایل با فرمت csv را در پلنر کلیدواژه گوگل، آپلود کنید. برای این کار، وارد حساب خود شده و “Get search volume and trends” را انتخاب کنید. سپس، روی “Upload File” کلیک کنید:

اکنون هزاران گزینه کلیدواژه دارید که از عباراتی که افراد در گوگل جستجو می‌کنند بدست آمده‌اند.

اکنون، داده‌‎های حاصل از پلنر کلیدواژه را اکسپورت کرده و فایل csv را باز کنید:

هنگامی مرور این اطلاعات، به دنبال دو چیز بگردید:

  • کلمات کلیدی مربوط به موضوعات، علایق، و نگرانی‌هایی که با استفاده از تاکتیک‌هایی که پیشتر در این مقاله ذکر شد، درباره مخاطبین خود یاد گرفتید.
  • کلمات کلیدی که دارای سطح معقولی از حجم جستجو هستند.

این کار شما به شما موضوعاتی که مردم به مطالعه در مورد آن‌ها علاقه‌مند هستند، آشنا می‌کند.

3– محتوای رده‌بالای رقبای خود را آنالیز کنید

قبل از ایجاد محتوا حول یک کلمه کلیدی یا موضوع خاص، سعی کنید آن را با BuzzSumo جستجو کنید. در حالی که برای بیش‌ترین استفاده از این ابزار، لازم است مبلغی پرداخت کنید، اما بدون پرداخت پول نیز به اندازه کافی قدرت دارد تا مفید واقع شود.

از داده‌ها استفاده کنید تا جلوی حدس و گمان زدن در مورد مخاطب خود را بگیرید

حدس و گمان زدن در مورد مخاطب یکی از بدترین چیزهایی است که یک بازاریاب محتوا می‌تواند انجام دهد. ما تولید محتواهایی که باعث می‌شود مخاطبانمان احساس حماقت کنند را، متوقف می‌کنیم.

چهار فرضیه رایجی که باید از آنها خودداری کنید

حدس و گمان کردن آسان است. آن‌ها میانبرهایی به تفکر انتقادی هستند که به ما امکان می‌دهد احساس کنیم که می‌توانیم به سرعت و به راحتی، یک موقعیت یا یک شخص خاص را ارزیابی کنیم.

با این حال، زمانی که شما در مورد مخاطبین خود حدس و گمانی می‌زنید که نادرست است، ریسک تولید محتوایی را که باعث منحرف شدن آن‌ها می‌شود، ایجاد می‌کنید. دو واکنش در مخاطب هنگام مواجهه با یک فرض غلط رخ می‌دهند:

  • «فکر می‌کنید من احمقم!» و صفحه را ترک می‌کند.
  • «این مقاله مناسب من نیست. مناسب کسی است که این چیزها را می‌شناسد.»

نتیجه یک‌سان است. خواننده از صفحه بیرون می‌رود و چیزی را که به دنبال آن می‌گردد، در جای دیگری پیدا می‌کند.

هر بخش از محتوا از جایی شروع می‌شود. اگر این نقطه شروع متناسب با مخاطب نباشد، دیگر مهم نیست که محتوای آن چقدر خوب باشد. دقت کنید که با اجتناب از این چهار فرضیه، به هدف خود در کارتان دست یابید.

فرض اول: مخاطب شما شبیه خود شماست

به احتمال زیاد مخاطب شما شباهت‌های زیادی با شما دارد. آن‌ها ممکن است علایق یا نگرانی‌های مشابهی داشته باشند یا تقریبا در همان دموگرافیک یکسان قرار بگیرند.

با این حال، مخاطبان شما دقیقاً خود شما نیستند. آن‌ها ممکن است در مورد کارهایی که انجام می‌دهید، اهمیت قائل باشند یا ممکن است اینگونه نباشد. در حقیقت، شخصیت و اولویت‌های آن‌ها می‌تواند بسیار متفاوت از شخصیت شما باشد.

این موضوع، به خصوص اگر در جایی کار می‌کنید که مستقیما به آن علاقه ندارید، صادق است (برای مثال، ممکن است به تولید محتوا برای مخاطب خود علاقه‌مند باشید در حالی که مربوط به صنعتی است که با آن آشنا نیستید).

بگذارید داده‌ها و تجربه، درک و احساس شما را در مورد مخاطبانتان هدایت کنند.

فرض دوم: آنها به چیزهایی که شما می‌دانید آگاه هستند

دانسته‌های شما و مخاطبانتان، یکسان نیست.

بعضی وقت‌ها آن‌ها چیز بیشتری می‌دانند و بعضی وقت‌ها کم‌تر. گاهی اوقات نیز دانسته‌های کاملاً متفاوتی دارید.

در بسیاری از موارد، آن‌ها به محتوای شما خواهند آمد، زیرا در دانش خود احساس خلأ می‌کنند. این دو نکته را دنبال کنید تا مطمئن شوید که نوشته شما بیش از حد برای آنها مبهم نیست:

  • مانند یک روزنامه‌نگار به شیوه‌ای فکر کنید که هر کس ‌بتواند نوشتۀ شما را درک کند. سازمان‌های خبری اغلب مخاطبان گسترده‌ای دارند که ممکن است در یک موضوع مشخص، تخصص داشته باشند. آن‌ها معمولاً از ساختارهای ساده و واضح استفاده می‌کنند و تلاش می‌کنند از ابهام در عبارات جلوگیری کنند. پیروی از این اصول می‌تواند به شما کمک کند تا محتوایی ایجاد کنید که واضح و ساده باشد.
  • اشتباه در ارائه جزئیات بیشت از حد. یک داستان خبری سیاسی بخوانید و احتمالا با جمله‌ای در وصف یکی از کاندیداهای حزب سیاسی به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری، روبه رو می‌شوید. ممکن است این متن را بخوانید و فکر کنید “آیا همه می‌دانند که این فرد در حال حاضر برای اداره کار می‌کند؟”  احتملاً خیر. کامل بودن و سازگار بودن وقتی اتفاق می‌افتد که با ارائه جزئیات محتوا، مخاطب شما به درکی دقیق از چیزی که شما سعی دارید با آن ارتباط برقرار کنید، دست پیدا کند.

فرض سوم: آنها به برند شما اهمیت می‌دهند

اکثر مخاطبان بیشتر به خانواده، دوستان و خودشان اهمیت می‌دهند.

مطمئن باشید هیچ‌کس حاضر نیست برای گذراندن وقت با یک برند بر روی رسانه‌های اجتماعی، جان خود را فدا کند. مطالعه‌ای نشان داد که ۷۷ درصد از مردم، به افراد واقعی در زندگی خود اهمیت می‌دهند، نه برندها. شرکت کنندگان در نظرسنجی احساس می‌کردند که روابط برای خانواده، دوستان، و آشنایان و همکاران همواره محفوظ است.

اگر با خودتان صادق باشید، به احتمال زیاد با این جمله موفق خواهید بود.

وقتی با فرض اینکه مخاطب به برند شما اهمیت می‌دهد و شما نیز باعث بهبود آن خواهید شد به تولید محتوا می‌پردازید، درواقع راه خود را گم کرده‌اید.

شما (اگر قرار است حدس و گمان داشته باشید) بهتر است فرض کنید که آن‌ها توجهی نمی‌کنند و شما باید راه خود را در دید محیطی مخاطب به دست آورید.

از محتوای خود برای تقویت توانایی اهمیت دادن و کمک به مردم در زندگی خود، استفاده کنید.

از خودتان بپرسید: آیا محتوای من به نگرانی‌های زندگی واقعی مخاطب من و روابط او کمک می‌کند؟

فرض چهارم: آنها اصطلاحات خاص صنعت شما را می‌دانند

راهنمای سبک AP، یک روش خوب برای شناسایی کامل عبارتی که مخفف شده‌است، در اختیار دارد.

من به خاطر فراموش کردن انجام این کار مقصر هستم. من فرض می‌کنم همه معنی CTA و SEO را می‌دانند. چراکه مخاطب این وبلاگ قطعا این اصطلاحات را آموخته‌است.

اما مخاطبان ما هم شامل افراد جدید و هم شامل متخصصان می‌شوند و ممکن است به پست وبلاگ ما (از طریق جستجو) برخورد کنند. بنابراین باید همه افراد را در نظر گرفت.

باید فرض کنیم این اولین باری است که مخاطب این اصطلاح را دیده‌است. بنابراین برای تشخیص دکمه فراخوان (CTA) و بهینه‌سازی موتور جستجو (SEO) توسط مخاطب، لازم است در اولین بار شکل کامل عبارت به کار برده شود. سپس می‌توانید در ادامه متن از مخفف آن‌ها استفاده کنید.

برخی از این روابط به لحن صدا تبدیل شده‌اند. آیا در نوشتن محتوای خود از کلمات محاوره‌ای و صمیمی استفاده می‌کنید یا رسمی؟ چون اگر محاوره‌ای صحبت کنید، فرضیات شما کمتر می‌شود. کلاً با استفاده از اصطلاحات تخصصی صحبت کنید، توسط عبارات کوتاه شده می‌توانید سریع‌تر به منظور خود برسید.

از خودتان بپرسید: آیا مخاطب من اصطلاحات صنعتی را که قرار است از آن استفاده کنم درک می‌کند؟

اکنون، از این دانسته‌های برای تولید محتوای مناسب به منظور ارتباط با مخاطب هدف خود استفاده کنید

اکنون که می‌دانید مخاطبانتان چه کسانی هستند، آماده خواهید بود تا محتوایی را خلق کنید که به طور کامل با آنچه به دنبال آن هستند، مطابقت داشته باشد.

محتوای عالی، مخاطبان شما را توسط ایجاد ارتباط با آنها، به سوی مسیر تبدیل شدن به مشتری سوق می‌دهد و می‌تواند در رشد کسب‌وکار تان بسیار ارزشمند باشد.

4 نکته برای تولید محتوایی که مخاطب شما را به مشتری تبدیل می‌کند

نکته اول: محور محتوای شما باید نیاز مخاطبتان باشد.

قبل از تهیه پیش‌نویس محتوا، از خود سوال کنید “این محتوا چگونه تمایلات فالورهای من را پوشش می‌دهد؟”

با پرداختن به یک چالش خاص، نقطه درد، یا موضوع مورد علاقه، به مخاطبین خود می‌گویید که آن‌ها را درک می‌کنید و به نیازهایشان اهمیت می‌دهید. برقراری ارتباط با مخاطبین خود باعث ایجاد حس اعتماد می‌شود. حس اعتماد، برای تبدیل بازدیدکنندگان وب سایت به مشتریان جدید، امری ضروری است.

خروجی‌های اصلی:

۱. روی سوالاتی تمرکز کنید که می‌دانید مخاطب معمولا از شما می‌پرسند. فهرستی از تمام این سوالات فراهم کنید (این اطلاعات را می‌توان از طریق رسانه‌های اجتماعی و پاسخ‌های موجود در ایمیلی که شما از مخاطبان و فالورهای خود دریافت می‌کنید، جمع‌آوری کرد). سپس این سوالات را از سطح تازه‌وارد تا کارشناسی سازماندهی کنید. این سوالات را می‌توان به راحتی به ایده‌های محتوای متقاعد کننده تبدیل کرد (البته اگر مخاطب شما سوال داشته باشد، این وظیفه شماست که به آن‌ها پاسخ دهید).

۲. نشان دهید که به مخاطبین خود و نیازهای آن‌ها توجه دارید. دلایل وجود محصول یا سرویس‌ خود را، بررسی کنید. این ممکن است پاسخ سوالات سازماندهی‌شدۀ شما باشد.

۳. ارتباط برقرار کنید تا اعتماد ایجاد کنید. اعتماد برای تبدیل بازدیدکنندگان وب سایت به مشتریان جدید ضروری است. سخنان خود را با آزادی بیان کنید تا اعتماد جلب کنید.

۴. اگر کسب‌وکار شما یک قیف بازاریابی دارد، فهرست سوالات و پاسخ‌ها را از خروجی‌های ۱ و ۲ را به مسیر مشتریانی تیم فروش شما توسعه داده‌است، تعمیم دهید. همان طور که محتوای خود را تولید می‌کنید، بهترین راه برای استفاده از آن را نیز پیدا کنید و یا آن را برای فعالسازی فروش، مجدداً هدف‌گذاری کنید.

نکته دوم: از مزایای محصول خود بگویید نه ویژگی‌های آن.

برخی از تولیدکنندگان محتوا، ویژگی‌ها را با مزایا اشتباه می‌گیرند. در این تله گیر نکنید.

صحبت کردن درباره ویژگی‌ها ممکن است راهی خوب برای متفاوت کردن محصول و یا سرویس شما باشد. با این حال، ارزش واقعی برای مخاطب هدف بازاریابی شما، این است که چرا به آن محصول نیاز دارند. اگر روی نیازها و نقاط درد مخاطب تمرکز کنید، هدایت آنها با مزایا و یا ارزشی که می‌توانید به آن‌ها ارائه دهید، آسان است.

مردم ویژگی‌ها را نمی‌خرند. آن‌ها این ایده را خریداری می‌کنند که یک محصول یا سرویس زندگی آن‌ها را بهتر می‌کند.

فرض کنید که شما یک نمایندگی خودرو دارید و می‌خواهید وسایل نقلیه با کارایی بیشتری را بفروشید. شما می‌توانید یک پست وبلاگ برای بحث در مورد ویژگی‌های موتورهای هیبریدی مدرن ایجاد کنید. ممکن است یادگیری اینکه چگونه موتورها می‌توانند سازگار با محیط‌زیست باشند، برای مردم جالب باشد.

با این حال، به عنوان یک بازاریاب، باید بر روی دلایلی تمرکز کنید که چرا فردی می‌خواهد یک ماشین هیبریدی بخرد. این دلایل می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • پس‌انداز پول به جای خرید بنزین.
  • منافع زیست‌محیطی.
  • عدم تمایل به ایستادن در پمپ بنزین.

مسائلی مانند صرفه‌جویی در پول و حفاظت از محیط‌زیست مسائلی هستند که افراد با آن‌ها ارتباط عاطفی برقرار می‌کنند. آن‌ها به احتمال زیاد بیشتر به منافع خود اهمیت می‌دهند تا اینکه این مزایا چگونه ایجاد می‌شوند.

پس گزاره ارزش واقعی شما مزایایی است که ویژگی‌های شما فراهم می‌کند. مخاطب خود را با مزایای محصول خود هدایت کنید و سپس ویژگی‌های محصول را معرفی کنید.

خروجی‌های اصلی:

۱. قبل از اینکه روی نیازهای فروش خود تمرکز کنید، روی نیازهای مخاطبین خود تمرکز کنید. محتوایی که به مخاطب شما کمک می‌کند کار بهتری انجام دهد (حتی بدون کمک شما) بر منافع حاصل از محصول یا سرویس شما تمرکز دارد. از دادن اطلاعات زیاد یا فاش شدن اسرار شرکت نهراسید؛ اگر شما متوجه آنها شده‌اید، پس اشخاص دیگری نیز از آنها باخبرند. با این حال، توصیه‌تان می‌تواند موضع شما را به عنوان یک کارشناس در مورد موضوع و درنهایت، موضع کسب‌وکار شما را به عنوان یک راه‌حل قدرتمند قرار دهد.

۲. در فهرست سوالاتی که در مرحله ۱ توسعه داده‌اید، بهترین سوالات متداول را برای پاسخ به پرسش‌هایی که با «چرا» شروع می‌شوند شناسایی کنید. همان طور که محتوا را برنامه‌ریزی می‌کنید، به یاد داشته باشید که چگونه آن را توزیع کرده و به طور مناسب برای هر کانال طراحی کنید و بدین ترتیب، از بیشتر کار سخت خود عبور می‌‎کنید.

۳. از کلمات عاطفی استفاده کنید تا تجربه‌هایی احساسی با محتوا و برند خود ایجاد کنید. به طور واضح با مخاطبین خود ارتباط برقرار کنید تا منظور شما را به طور موثر دریافت کنند.

نکته سوم: ضرورت و فوریت ایجاد کنید

زمانی که این مزایا را توضیح داده و یک وابستگی عاطفی را شکل می‌دهید، باید یک حس فوریت ایجاد کنید.

ما در دنیایی پر مشغله زندگی می‌کنیم. اولویت‌ها به طور مداوم در حال تغییر هستند و وظایف روزمره در پشت اولویت‌ها قرار می‌گیرند. به همین دلیل است که ایجاد حس ضرورت و فوریت توسط محتوای شما بسیار مهم است.

با ایجاد احساسی که باید در حال حاضر انجام شود، از گم شدن مخاطب در مسیر زندگی روزمره اجتناب می‌کنید.

زمان محدود است، هم اکنون، امروز و حالا، همه کلمات یا عبارت‌های مربوط به فوریت هستند. با استفاده درست از این کلمات در محتوای خود، مخاطب احساس خواهد کرد که باید چیزی بدون تاخیر انجام شود.

با استفاده از این فوریت‌ها، به مخاطب هدف بازاریابی یادآوری کنید آن‌ها برای حل مشکلی که در حال حاضر با آن‌ها مواجه هستند، وبلاگ شما را می‌خوانند. استفاده از این بخش بدون اینکه راه حلی ارائه شود، بر زندگی و کار مخاطب تاثیر می‌گذارد.

خروجی‌های اصلی:

۱. از مدل اینفومرشیال (تله شاپینگ) برای نوشتن به شیوه‌ای فوری‌تر استفاده کنید. شما نباید مانند برخی از آگهی‌های تبلیغاتی، مسخره به نظر برسید. از تایمرهای شمارش معکوس برای آفر (محصول پیشنهادی) خود استفاده کنید و به دنبال راه‌حل‌های باشید که کار کنونی شما را تسریع می‌کنند.

۲. از کلماتی مانند اکنون، امروز، فورا، زمان محدود، ضروری و اساسی استفاده کنید.

۳. استفاده از این بخش بدون اینکه راه حلی ارائه شود، بر زندگی و کار مخاطب تاثیر می‌گذارد.

نکته چهارم: به آنها بگویید چکار کنند (فراخوان -CTA- خود را واضح بیان کنید)

“نمکدان را بده” در مقابل “من دوست دارم که این پاستا طعم و چاشنی بیشتری داشته باشد.”

عبارت “نمکدان را بده” گزینه‌ای بهتر از عبارت دومی است زیرا واضح و قطعی است و هیچ جایی برای ابهام وجود ندارد.

این روشی است که شما باید برای پایان محتوای خود در نظر بگیرید.

بازدیدکنندگان وبلاگ، فالورهای رسانه‌های اجتماعی و مشتریان احتمالی که وب سایت شما را برای اولین بار می‌بینند، می‌خواهند بدانند که چه کاری باید انجام دهند. یک دکمه فراخوان (CTA) واضح، تبدیل شدن مخاطب به مشتری را به طور چشمگیری بهبود خواهد بخشید.

اغلب، بزرگ‌ترین مانع برای این تبدیل، CTA های ضعیف و یا فقدان کلی آن است. اگر می‌خواهید پست شما به اشتراک گذاشته شود، به مخاطبان بگویید: “این پست را به اشتراک بگذارید”، اگر می‌خواهید آن‌ها برای خبرنامه الکترونیکی شما ثبت نام کنند، دکمه‌ای را ایجاد کنید که روی آن نوشته شده باشد: “برای خبرنامه ثبت نام کنید”. هرچه CTA مستقیم‌تر و خاص‌تر باشد، بهتر و مناسب‌تر است.

نکته دیگر: CTA خود را دست کم نگیرید. طبق گزارش وبلاگ Wishpond، بیش از ۵۰ درصد مواقع، اگر شخص بلافاصله CTA را مشاهده کند، از مخاطب به مشتری بدل خواهد شد.

یک CTA مؤثر، معتبر، صریح، خاص، فوری و مرتبط است. در زیر چند نمونه از CTA های برتر آورده شده‌است که به نوبه خود، موفق عمل کرده‌اند.

  • امروز درخواست مشاوره کنید.
  • اکنون نظر خود را برایمان ایمیل کنید.
  • این پست به اشتراک بگذارید.
  • برای خبرنامه‌های الکترونیکی ثبت‌نام کنید.
  • ما را در رسانه‌های اجتماعی دنبال کنید.
  • برای مطلع شدن از آخرین اخبار، عضو شوید.

برای یادگیری نکات دقیق‌تر در مورد نحوه ایجاد CTA، به راهنمای ما برای نوشتن CTA مراجعه کنید.

6 مقاله کاربردی برای اجرای محتوای عالی

پرداختن به جزئیات تولید محتوا خارج از محدوده این مقاله است (به هر حال، شما در اینجا حضور دارید تا درباره پیدا کردن مخاطبین خود یاد بگیرید).

زمانی که آماده‌اید قدم بعدی را به سمت استفاده از درک خود از مخاطبین برای تولید محتوای تخصصی بردارید، توصیه می‌کنیم که با این مقاله‌ها شروع کنید.

  • فرآیند وبلاگ نویسی نهایی برای ایجاد پست‌های جذاب
  • نحوه نوشتن محتوا در شبکه‌های اجتماعی برای کسب و کار خود
  • چگونه خارج از چارچوب فکر کنیم؟ همراه با 200 یادداشت تمرینی
  • ·         21 قالب رسانه‌های اجتماعی که به اجرای استراتژی رشد 10 برابری شما کمک می‌کند
  • چگونه مانند یک نابغه، بهترین کمپین را در رسانه‌های اجتماعی راه‌اندازی کنیم
  • ·         4 اصل برای تولید محتوای شگفت‌انگیز که مخاطبان شما را مجذوب خود می‌کند

حال بروید و مخاطبان خود را خوشحال کنید

مخاطبان مشتاق زیادی وجود دارند که منتظر محتوای شما هستند. حل مشکلات آنها و ارائه تمامی اطلاعاتی که نیاز دارند، به شما بستگی دارد. خوشبختانه بعد از خواندن این مقاله، احتمالاً در حال انجام این کار هستید.

پیش بروید و بهترین کار خود را ارائه دهید.

ممکن است دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *