چارت سازمانی فروش و بازاریابی: بهترین چارت سازمانی گروه بازاریابی برای کسب موفقیت

27 لایک ارسال دیدگاه

آیا ساختار و چارت سازمانی بخش بازاریابی سنتی، می‌تواند شما را از موفقیت باز دارد؟

قطعاً این احتمال وجود دارد. حوزه بازاریابی به سرعت پیشرفت می‌کند. برای بقا در این صنعت، شما به افراد مناسب، با مهارت بالا نیاز دارید و باید وظایف را به درستی انجام دهید. اگر روش‌های قدیمی از ارائه بهترین عملکرد توسط تیم شما جلوگیری کنند، باید به سمت جلو حرکت کنید و به فکر روش‌های نوین باشید.

متاسفانه بسیاری از سازمان‌ها آماده برای سازگاری با تغییرات جدید نیستند. مدیران با فن‌آوری‌ها و روش‌های در حال ظهور، خود را به روز خواهند کرد، در حالی کارمندان کمی دیرتر به این موضوع پی می‌برند.

اگر قصد دارید کسب و کارتان شکوفا شود لازم است که برای سنجش، چارت سازمانی (org) خود را بسازید. بنابراین چگونه می‌توانید مطمئن شوید که شرکت شما برای آینده‌ی بازاریابی، آماده شده‌است؟ اکنون برنامه‌ریزی کنید تا مشخص شود:

  • شما به چه مهارت‌هایی نیاز دارید (و چه کسی این مهارت‌ها را دارد)؟
  • چه طور تیم خود را برای کسب حداکثر بهره‌وری و موفقیت سازماندهی می‌کنید؟
  • برای همگام‌سازی کارکنان خود، چه ابزار و نرم‌افزاری نیاز دارید؟

این مقاله به شما در پاسخ دادن به این سوالات، کمک خواهد کرد.

الگوی رایگان چارت سازمانی خود را دریافت کنید…

زمانی که بتوانید موفقیت را تجسم کنید، رسیدن به آن آسان‌تر است. با استفاده از این الگو، می‌توانید به راحتی نمودار سازمانی خود را تهیه کرده تا ببیند ساختار یک تیم موفق، باید چگونه به نظر برسد. این کار همچنین به همه کمک می‌کند تا نقش خود را متوجه شوند.

چرا باید به ساختار تیم توجه داشته باشید؟

با اینکه اولویت‌های رقابتی بسیاری وجود دارند که توجه شما را جلب می‌کنند، چه چیزی باعث اهمیت ساختار می‌شود؟

پاسخ آن ساده است: احتمال موفقیت، در تیم‌های سازمان‌یافته بیشتر است.

اما این کار در عمل چندان آسان نیست.

اگر افراد مناسب را در تیمی اشتباه داشته باشید، تکلیف چیست؟

یا مثلاً تیمی مناسب برای حمایت از افراد درست نداشته باشید؟

یا افراد نتوانند به دلیل وجود مانع ارتباطی بین تیم‌ها، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟

اگر یکی از سناریوهای بالا در مورد سازمان شما صدق کند، احتمال موفقیت شما بسیار پایین خواهد بود.

خوشبختانه، تصحیح این مسائل می‌تواند تاثیر زیادی بر موفقیت آینده شما داشته باشد. به علاوه، بلکه مسیر موفقیت نیز، در دسترس شما خواهد بود.

چارت سازمانی رایج تیم‌های بازاریابی، چه شکلی هستند؟

چیزی به عنوان یک ساختار ایده‌آل و مناسب برای همه تیم‌ها، وجود ندارد.

ممکن است برای سازمان‌ها و صنایع مختلف، مدل‌های متفاوتی کارساز باشند. اندازه شرکت شما نیز بر این موضوع اثر دارد.

اگر زمان زیادی را صرف جستجوی مثال‌هایی کرده‌اید تا از آنها ایده بگیرید، ممکن است شما نیز احساس درماندگی کنید. شنیدن این که شما به چندین و چند نقش برای یک تیم و چندین تیم در کل بخش بازاریابی خود نیاز دارید، دور از انتظار نیست.

این کار ممکن است برای شرکت‌های بزرگ با منابع زیاد، منطقی باشد. اما برای اکثر شرکت‌ها، واقع‌بینانه نیست.

برای تسهیل وظایف، چند مثال نظری برای شرکت‌هایی با اندازه‌های مختلف، در اینجا آورده شده‌است.

چارت سازمانی تیم بازاریابی کسب و کارهای کوچک: چابک و اختصاصی.

در یک کسب‌وکار کوچک، شما یک یا دو نفر را استخدام می‌کنید تا به انجام بازاریابی بپردازند. البته می‌توانید از سه نفر یا بیشتر نیز بهره ببرید.

زمانی که استعداد قابل دسترس، این چنین اندک است، چگونه باید اولویت‌بندی کنید که این گروه چه کاری باید انجام دهد؟

  • تولید محتوا: بازاریاب شما باید قادر به به‌روز رسانی محتوای وب‌سایت، نوشتن پست‌های وبلاگ، و رونوشتی جذاب برای شبکه‌های اجتماعی و ایمیل باشد.
  • طراحی گرافیک: تسلط بر فتوشاپ (یا استفاده از برنامه‌های طراحی رایگان مثل Canva) ضروری خواهد بود.
  • مهارت‌های فنی: درک اولیه سئو، کاملاً ضروری است. توانایی کلی برای استفاده از یک سیستم مدیریت محتوا (مانند وردپرس) نیز، می‌تواند مفید باشد.
  • مدیریت شبکه‌های اجتماعی: این کار به تنهایی می‌تواند وقت زیادی از شما بگیرد. (ابزارهای برنامه‌ریزی زمانی، می‌توانند به شما کمک کند).
  • مدیریت پروژه: چگونه همه چیز را در مسیر درست خود نگه دارید؟

این تنها بخشی از وظایف مختلف است که تیم شما ممکن است با آنها سروکار داشته باشد. بعد از ترسیم این وظایف، چگونه به نظر می‌رسد؟

چارت سازمانی تیم بازاریابی سطح متوسط: ساختاری برای رشد.

در اینجا، بخش بازاریابی شما ممکن است دارای چند تیم باشد.

چارت سازمانی تیم بازاریابی سازمانی: متخصصانی حرفه‌ای.

شرکت‌های بزرگ (آن‌هایی که بیش از ۲۰۰  کارمند دارند) ممکن است لایه‌های مدیریتی و تیم‌های تخصصی بیشتری داشته باشند. مثال:

به مثال چارت های سازمانی بازاریابی، نگاهی بیندازید

هاب‌اسپات (HubSpot) کار فوق‌العاده‌ای انجام داده است. آنها هفت ساختار سازمانی (همراه با مزایا و معایب مربوط به آن‌ها) را تقسیم‌بندی کرده اند و به صورت جزئی هر کدام از آن‌ها را بررسی کرده‌اند.

چارت سازمانی کاربردی

این مثال در بین تمام عملکردهای کسب‌وکار تقسیم می‌شود. می‌توان فرض کرد که هر کدام از آن‌ها زیر لیدهای بازاریابی قرار داشته و به ظهور تیم‌های فرعی بیشتری (محتوا، شبکه اجتماعی، تجزیه و تحلیل و غیره) منجر می‌شوند. همچنین جالب توجه است که بازاریابی و فروش، (در نهایت فرد باید معاملات خود را به سمت تولید لید بازاریابی هدایت کند) چگونه در کنار هم کار می‌کنند.

چارت تقسیم سازمانی

در مثال بعدی، این شرکت براساس بخش‌های دسته‌بندی محصول سازماندهی شده‌است. هر بخش می‌تواند تیم بازاریابی خودش را داشته باشد. این نوع ساختار در شرکت‌های بزرگ که محصولات مختلفی را تولید می‌کنند، رایج است. به عنوان مثال، شرکتی مانند سامسونگ را در نظر بگیرید که همه چیز (از تلفن گرفته تا یخچال) تولید می‌کند.

چارت سازمانی مبتنی بر بازار

این مثال مشابه مثال قبلی است. تنها تفاوت آنها این است که تیم‌ها براساس محصول تقسیم‌بندی نمی‌شوند؛ بلکه براساس مشتری از هم جدا می‌شوند.

چارت سازمانی جغرافیایی

برای شرکت‌های بزرگ و یا آن‌هایی که در سراسر جهان دفاتر اداری دارند، یک نمودار سازمانی جغرافیایی مانند این، منطقی به نظر می‌رسد. شرکتی که در یک کشور دارای تیم‌هایی در موقعیت‌های جغرافیایی متفاوت است نیز، می‌تواند از چنین نمودار استفاده کند.

چارت سازمانی مبتنی بر فرآیند

مرحله بعدی یک ساختار مبتنی بر فرآیند است که در آن، تیم‌ها براساس انیکه در کدام بخش از تولید یک محصول مناسب هستند، تقسیم می‌شوند. از ایده‌پردازی گرفته تا خدمات مشتری. با این حال در این مثال، مشخص نیست که بازاریابی در کجا می‌تواند مناسب باشد (اگر چه محتوا قطعاً می‌تواند از تمام نوآوری‌های نمایش‌داده‌شده، پشتیبانی کند).

چارت ماتریس سازمانی

این مثال، نوع متفاوتی از ماتریس را نشان می‌دهد و شبیه برخی از مثال‌های فوق است؛ اما به جای اینکه هر بخش، تیم بازاریابی مخصوص به خود را داشته باشد، بازاریابی، فروش و خدمات همه مربوط به یک بخش هستند. سپس، تیم‌های فرعی کوچک‌تر برای هر بخش کار می‌کنند. این یک تمایز ظریف، اما مهم است.

چارت سازمانی دایره‌ای

در یک ساختار سازمانی دایره‌ای، بخش خدمات بازاریابی، به درخواست کار از سایر حوزه‌ها پاسخ می‌دهد.

چارت های سازمانی تیم محور

اکنون اجازه دهید بررسی کنیم که بعد از ترسیم، تیم‌ها چگونه به نطر می‌رسند.

تیم بازاریابی محتوا

برای شروع بازاریابی، نیازی نیست تیم خیلی بزرگی داشته باشید. اما بازاریابی مستلزم نظم و ترتیب و همچنین روش‌های مختلفی است. بنابراین هر چه بیشتر کمک داشته باشید، بهتر است.

این تیم در یک سازمان بزرگ ممکن است چگونه به نظر برسد؟ این مثالی از هاب‌اسپات است؛ شرکتی که کاملاً آگاه است چگونه از طریق سایت Revenify، بازاریابی محتوا را انجام دهد:

تیم شبکه اجتماعی

کمی پیچیده به نظر می‌رسد؟ این مثال از Weber Shandwick دیدگاهی سطح بالا ارائه می‌دهد:

Origin با معرفی نقش تحلیلگر، جنبه دیگری از تیم شبکه اجتماعی شما ارائه می‌دهد:

تیم روابط عمومی

برخی افراد، فکر می‌کنند روابط‌عمومی تقریباً همان روابط رسانه‌ای است. اما این تصور غلط است. روابط عمومی مدرن درواقع چند وجهی است و بسیاری از حوزه‌ها را در بر می‌گیرد. به طوری که این تصویر از مدل PESO سایت Spin Sucks نشان می‌دهد:

پس از این نمودار، کارکنان احتمالاً کار خود را براساس استراتژی‌های پولی، اکتسابی، به اشتراک‌گذاری‌شده و رسانه‌ای، تقسیم خواهند کرد. نمودار زیر از MMI درباره نحوۀ ساختاربندی یک تیم، با جزئیات بیشتری توضیح می‌دهد:

تیم بازاریابی درونگرا (اینباند)

اکنون تکلیف تیم‌های درونگرای جامع که استراتژی‌های ارگانیک و پرداختی (پولی) را در یک مکان گردآوری می‌کنند، چیست؟ اینجا است که آزمایشگاه رسانه موجو (Mojo Media Labs) آن را تقسیم‌بندی می‌کند:

تیم سئو

بهینه‌سازی موتور جستجو، ایده‌ای جالب است؛ چرا که اغلب مستلزم پوشش چندین تیم در یک سازمان می‌باشد. BuiltVisible چهار حوزۀ مختلف را که یک تیم سئو باید به تنهایی پوشش دهد، تقسیم‌بندی می‌کند: سئوی فنی، محتوا، سئوی توسعه و برون سایتی (لینک)، و تجزیه و تحلیل.

چه چیزی این موضوع را جالب توجه می‌کند؟

جنبه‌های فنی آن، ممکن است نیازمند کمک تیم توسعه باشند. محتوا ممکن است توسط یک تیم محتوا یا بخش بازاریابی جداگانه ایجاد شود (هرچند سئو باید با بازاریابی همسو باشد). یک تیم یا متخصص روابط‌عمومی می‌تواند به دریافت لینک و دیگر استراتژی‌های خارج از سایت کمک کند (حتی اگر شرایط سازنده لینک و متخصص روابط‌عمومی، با توجه به اهداف آن‌ها متفاوت باشد). تحلیلگران اغلب تمام جنبه‌های بازاریابی یک شرکت را ارزیابی می‌کنند. بنابراین، در حالی که این نمودار ساده به نظر می‌رسد، اما چیزی فراتر از میدان دید ماست.

تقلید از چارت سازمانی سایر اشخاص چه مشکلی دارد؟

وقتی مثال خوبی برای دنبال کردن داشته باشید، دانستن اینکه چه کار باید بکنید آسان‌تر خواهد شد.

اما، هنگامی که صحبت از سازمان دهی بخش بازاریابی می‌شود، باید کاری را که برای شرکت شما مناسب‌تر است، انجام دهید.

در مجموع، مثال‌های بالا یک نقطه فراگیر را نشان می‌دهند: انواع مختلفی از شرکت‌ها و سازمان‌ها وجود دارند؛ شرکت‌هایی با اندازه‌های مختلف، حوزه‌های صنعتی مختلف و تیم‌های مختلف که در بخش‌های متفاوت گسترش یافته‌اند.

چطور یک توصیه واحد می‌تواند برای کسب‌وکار شما مفید باشد؟

در بهترین حالت ممکن است یک نقطه شروع یا چیزی برای مقایسه خود با آن، به شما ارائه دهند. اگر ساختار تیم فعلی شما مناسب نیست و استاندارد به نظر نمی‌رسد، می‌دانید که از کدام نقطه شروع به شناسایی مشکلات کنید.

اما آنچه همیشه جواب می‌دهد، این است که مشخص کنید سازمان شما برای موفقیت، به چه چیزی نیاز دارد.

CoSchedule چگونه تیم بازاریابی خود را گسترش داده‌است؟

هنگامی که CoSchedule شذروع به کار کرد، ناتان الرینگ (که اکنون رئیس بخش تقاضاست) درواقع تیمی یک نفره بود. در حالی که گرت مون، مدیر عامل و بنیانگذار این شرکت، در ایجاد محتوا همکاری می‌کرد، اما تمام کارهای مربوط به بازاریابی توسط یک کارمند انجام می‌شد.

نتیجه مثبت؟ ناتان آزادی عمل داشت تا با خلاقیت خود، آنچه را که موثر بود آزمایش کند. او یک روش جدید را آموخت و با یک کانال جدید شروع به کار کرد. سپس، زمانی که کار را به خوبی فراگرفت، یکی دیگر از اعضای تیم به هیات‌مدیره فرستاده شد تا او نیز این کار را انجام دهد.

در نهایت، تیم‌های بیشتر برای انجام وظایف جدید به کار گرفته شدند. که هر کدام از آن‌ها به طور استراتژیک برای حمایت از رشد کسب‌وکار انتخاب شده‌اند.

بازاریابی محصول، خود به خود محصول CoSchedule را تبلیغ می‌کند:

در حالی که برندینگ و روابط‌عمومی، CoSchedule را به جهانیان معرفی می‌کنند:

چگونه بخش بازاریابی خود را ایجاد کنید

بهترین ترکیب تیم بازاریابی، ترکیبی است که خودتان ایجاد می‌کنید. ساختاری که متناسب با نیازهای خودتان است، نسبت به کاری که همیشه انجام می‌شده و یا فکر می‌کنید چون دیگران انجام می‌دهند شما نیز باید انجام دهید، بهتر جواب می‌دهد.

کارهایی که باید انجام شوند

قبل از این که به نقش‌های خاص فکر کنید، در مورد کاری فکر کنید که باید کامل شود.

این ضرورتا به معنای فهمیدن گرایش (ترند) بازاریابی بعدی و استخدام افراد برای پر کردن شکاف، نیست. این بدان معنی است که درک کنید چه چیزی برای کسب‌وکار شما معقول به نظر می‌رسد. سپس باید افراد مستعد را برای برطرف کردن نیازمندی‌های خود، پیدا کنید.

این همان کاری است که تیم CoSchedule در هنگام شروع کار خود انجام داد. نتایج خودشان بازگوکنندۀ همه چیز هستند و ممکن است برخلاف الگوی استخدام قدیمی شرکت، به راحتی بدست نیامده باشند.

در روزهای اول کار (و حتی در حال حاضر) CoSchedule به شدت بر بازاریابی درونگرا تکیه کرده‌است و محتوایی عالی برای جذب مشتریان تولید می‌کند. استراتژی این کار ساده بود:

  • تحقیق کلیدواژه‌های انجام دهید.
  • محتوا را برای پاسخ سوالات مشتری ایجاد کنید.
  • آن را از طریق شبکه‌های اجتماعی و ایمیل، ترویج و تبلیغ کنید.

این کار برای جذب مخاطب، بسیار موثر است. در نهایت مخاطب را به یک مشتری تبدیل می‌کند. سپس به بازاریابان محصول برای فروش آن کمک می‌کند. بعد از آن، باید یک تیم روابط‌عمومی برای کمک به مدیریت روابط کلیدی، آشنایی بیشتر با محصول و … ، ساخته شود.

در مورد حوزۀ صنعتی خود تحقیق کنید

رقبای شما در جای خودشان قرار دارند. کپی کردن از آن‌ها، لزوماً دستورالعملی برای رسیدن به موفقیت نیست. اما مطالعه کردن راهکارهای آنان ممکن است به شما ایده‌هایی به منظور استخدام افراد برای نقش‌های خالی، ارائه دهد.

با جستجوی نام و عنوان شغلی در لینکدین شروع کنید. یک شرکت با اندازه مشابه شرکت خود (یا شرکتی که تحسین می‌کنید، یا حتی یک رقیب) را، در نوار جستجو وارد کنید:

سپس، نتایج را برای یافتن عناوین شغلی بررسی کنید:

اکنون، یک صفحه گسترده برای مکتوب کردن پست‌های شغلی که پیدا می‌کنید، تهیه کنید:

این کار به شما کمک می‌کند تا ایده‌ای را طراحی کنید که مشخص کند بخش بازاریابی شرکت شما چگونه ممکن است ساختاربندی شود. همچنین باید پست‌های شغلی را که قبلاً در نظر نگرفته‌اید، مشخص کنید.

مهم‌ترین کاری که می‌تواند بیش‌ترین تأثیر را داشته باشد را تعیین کنید

CoSchedule روی بازاریابی ده برابری تمرکز دارد.

این به معنای اولویت‌بندی پروژه‌هایی است که به جای ۱۰ درصد، 10 برابر پیشرفت حاصل می‌کنند. این کار به شرکت اجازه می‌دهد که به طور فزاینده رشد کند و به نحوۀ اتخاذ تصمیمات مهم توسط شما، کمک می‌کند.

هر یک از بازاریاب‌ها یا اعضای تیم می‌توانند از یک چهارچوب مشابه برای تعیین این که در ابتدا کدام پست‌‎های شغلی باید پر شوند، پیروی کنند. در اینجا توضیح مختصری از گرت مون، مدیر عامل CoSchedule آورده شده‌است:

در زیر تصویری آورده شد‌ه‌است که نحوۀ عملکرد این فلسفه را نشان می‌دهد:

این فرآیند به سمت بازاریابی محتوا جزیان دارد؛ اما می‌توانید مفهوم اصلی آن را، با اولویت‌بندی نقش‌ها و فعالیت‌های بازاریابی در هیات‌مدیره تطبیق دهید.

هدف چیست؟ مشخص کردن کانال‌ها، روش‌ها، و استراتژی‌هایی که به رشد ده برابری کسب‌وکار شما کمک خواهند کرد.

البته این موضوع در عمل چندان آسان نیست.

اولویت‌بندی کانال‌ها

در اینجا برخی از یافته‌های یک بررسی انجام‌شده توسط Get Response آورده شده‌است:

نقش‌های متناسب با هر کانال را تعیین کنید

کدام نقش می‌تواند کدام روش و کانال را در اختیار خواهد داشت؟

برخی از کانال‌ها ممکن است چندین تیم را در بر بگیرند (برای مثال، تیم‌های خدمات مشتری، روابط‌عمومی و محتوا، ممکن است همه از شبکه‌های اجتماعی برای اهداف مختلفی استفاده کنند).

وظایفی را که هر فرد باید به عهده بگیرد، تعیین کنید

شما می‌دانید که چه کاری باید انجام شود. اکنون چه کسی کدام یک از این کارها را انجام خواهد داد؟

این موضوع، به عنوان «کارهایی که باید انجام شوند» مرتبط است. مراحل لازم برای تکمیل هر کار یا وظیفه را، فهرست کنید. در اینجا مثالی از آنچه که ممکن است برای ایجاد یک پست وبلاگ آورده شده‌است:

۱. یک ایده را مشخص کنید.

۲. تحقیق کلیدواژه‌ها را انجام دهید.

۳. یک طرح کلی بنویسید.

۴. پست را براساس این طرح کلی اجرا کنید.

۵. محتوای تصویری طراحی کنید.

۶. ویرایش و بازبینی انجام دهید.

۷. زمان‌بندی را در تقویم سرمقاله انجام دهید.

۸. عملکرد خود را ارزیابی کنید.

هر یک از این وظایف می‌تواند توسط تیم‌های مختلف انجام شود:

  • ایده‌پردازی و اجرا می‌تواند توسط تیم بازاریابی محتوا انجام شود.
  • اگر سازمان یک متخصص سئوی اختصاصی نداشته باشد، تحقیق کلیدواژه را نیز تیم بازاریابی می‌تواند محتوا انجام دهد.
  • یک طراح گرافیک برای ایجاد محتوای تصویری خیره‌کننده، مناسب‌تر است.
  • یک سردبیر (ویراستار) یا مدیر باید محتوا را بررسی و زمان‌بندی کند.
  • اگر یک تیم تجزیه و تحلیل در شرکت وجود داشته باشد، آن‌ها می‌توانند ارزیابی عملکرد و استخراج بینش‌های عملی از داده‌ها را انجام دهند.

بالاتر از دانستن آنچه که باید انجام شود، درک این است که چگونه این کار به طور مؤثر به پایان می‌رسد. سپس، براساس آن استخدام را آغاز کرده و وظایف را به بهترین نحو برای رسیدگی به هر یک، بین اعضای تیم تقسیم کنید.

می‌توانید این کار را با CoSchedule انجام دهید: الگوهای کاری، فهرست‌هایی چندبار مصرف هستند که آن‌ها را می‌توانید با CoSchedule به طور مستقیم در پلتفرم مدیریت بازاریابی خود ایجاد کنید. نحوۀ کار آن را می‌توانید در این لینک، مشاهده کنید.

پیدا کردن افراد مستعد

تیم‌های ورزشی گاهی اوقات با استفاده از آنچه که «بهترین بازیکن در دسترس» نامیده می‌شود، استعدادیابی می‌کنند.

این بدان معنی است که صرف‌نظر از شکاف‌های استعدادی موجود در فهرستشان، آن‌ها بهترین بازیکنانی را که می‌توانند پیدا کنند، انتخاب می‌کنند.

سپس، آن‌ها برای چگونگی حداکثر استفاده از این بازیکنان، استراتژی خواهند چید. همه چیز در مورد دو برابر کردن نقاط قوت و یافتن راه‌هایی برای کاهش نقاط ضعف است (البته اگر نتوان آنها را به طور کامل حذف کرد).

کسب و کارها نیز اغلب کاری مشابه انجام می‌دهند. آن‌ها برای اعضای تیم با مستعد خود، جا باز می‌کنند، حتی اگر در ابتدا برای نقش‌های خود استخدام نشده باشند.

این افراد را در کجا می‌توانید پیدا کنید؟ موارد زیر را در نظر داشه باشید:

  • رویدادهای شبکه: آیا هیچ گروه حرفه‌ای مرتبط یا نشست‌هایی برای بازاریابی در ناحیۀ شما وجود دارد؟
  • کنفرانس‌ها: کنفرانس‌های بزرگ بازاریابی، مثل دنیای بازاریابی محتوا و بازاریابی درونگرا، ممکن است برای استعدادیابی، مناسب باشند.
  • شبکه‌های اجتماعی: برای استخدام، به شبکه خود دسترسی پیدا کنید. ممکن است شخصی در استخدام شما قبول شود. مطمئن شوید که در مورد فرصت‌های شغلی در لینکدین مطالبی را ارسال کنید. و یا حتی برای حمایت از چشم‌اندازهای امیدبخشی که پیدا می‌کنید، کاری انجام دهید.

آیا در جستجوی بهترین استعداد در حوزۀ خود (یا فراتر از آن) هستید؟ از این منابع استفاده کنید:

گروه‌بندی افراد با استعداد در تیم‌های درست

همانطور که کارکنان و نقش‌ها را مرتب می‌کنید، ممکن است افراد مختلفی را پیدا کنید که در تیم‌های دیگر، بهتر عمل می‌کنند.

حال مشکل کجاست؟ نمودار سازمانی شما ممکن نیست دقیقا شبیه نمودار دیگری باشد.

شمت رقیب خود نیستید. در واقع، شما کسی جز خودتان نیستید. پس چرا زمانی که می‌توانید خودتان استعداد خود را به نیازمندی‌ها مرتبط کنید، از شخص دیگری کپی‌برداری کنید؟

افراد را در جایی که برای کسب موفقیت مناسب‌تر هستند قرار دهید، نه در جایی که نمودار تعیین می‌کند.

همانطور که رشد می‌کنید، قابلیت‌هایی بیشتر اضافه کنید

هرچه کسب‌وکار شما بیشتر رشد کند، نیازمندی‌های شما پیچیده‌تر خواهد شد.

اگر برای تمام زمینه‌ها با یک تیم بازاریابی کوچک شروع کنید، متوجه خواهید شد که این تیم در نواحی خاصی عملکرد بهتری دارد. یا حتی ممکن است بدون کمک یک متخصص، قادر به اجرای روش‌های خاص نباشید.

در هر صورت یکی از موارد زیر برای شما صدق می‌کند:

  • افراد دیگری با مهارت‌های مورد نیاز خود استخدام کنید. می‌توانید از آنها در تیم بازاریابی خود استفاده کنید و یا تا وقتی که روند استخدام کامل شود، به صورت تیم‌های یک نفره مشغول به کار شوند.
  • به منظور تمرکز روی یک حوزه خاص، یک تیم دیگر در بخش خود ایجاد کنید. برای مثال، می‌توانید یک تحلیلگر اختصاصی و یا حتی یک تیم مدیریت پروژه بازاریابی به شرکت اضافه کنید.
  • از یک آژانس تبلیغاتی دعوت به کار کنید؛ گاهی اوقات، بهتر است برای اجرای کارهای تخصصی خارجی، با یک آژانس شریک شوید. با خواندن این راهنما از TeamWork، متوجه خواهید شد که چه زمانی باید از منابع خارجی کمک بگیرید.

بخش بازاریابی شما چگونه ساختاربندی شده‌است؟

امیدوارم که شما اطلاعات ارزشمندی درباره نحوۀ سازماندهی تیم‌های بازاریابی کسب کرده‌ باشید. بخش بازاریابی شما در مقایسه با موارد گفته شده، چگونه است و فکر می‌کنید در آینده دستخوش چه تغییراتی خواهد شد؟ در قسمت نظرات، ایده‌های خود را با ما به اشتراک بگذارید.

ممکن است دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *